211 - بيان مصنّف در امر پنجم از امور نهگانه در چه رابطه مىباشد ؟
( 5 - المقدّمة الدّاخليّة . . . داخليّة و خارجيّة )
ج : مىفرمايد : امر پنجم در رابطه با تقسيم ديگر براى مقدّمه است . يعنى مقدّمه در تقسيم ديگرش ، تقسيم مىشود به مقدّمهء داخليّه و مقدّمهء خارجيّه .
212 - توضيح و بيان مصنّف در رابطه با مقدّمهء داخليّه چه بوده و چرا آن را به اين نام مىخوانند ؟ ( 1 - المقدّمة الدّاخليّة . . . نفس وجود الاجزاء )
ج : مىفرمايد : مقدّمهء داخليّه عبارت از اجزائى است كه مركّب مثل نماز ، از آنها تشكيل شده است . « 1 »
اطلاق مقدّمه بر اجزاء به اين جهت است كه مركّب مثلا نماز در تحقّق و وجود خارجىاش متوقّف بر هريك از اين اجزاء بوده و هر جزئى ، مقدّمه براى وجود مركّب مىباشد . مثل مقدّمه بودن يك براى دو تا ده . « 2 »
اطلاق داخليّه برآن نيز به اين جهت است كه هريك از اين اجزاء ، داخل در ماهيّت كلّ و مركّب بوده و ماهيّت مركّب در خارج ، چيزى غير از اين اجزاء نمىباشد . « 3 »
هامش
- وجوب مقدّمه و اينكه امر به ذى المقدّمه ، امر به مقدّمه نيز مىباشد ، لازم است تا مقدّمه را كه فوت واجب بوده تحصيل كرد . يعنى واجب است مكلّف ، نماز يا روزههايش را انجام ندهد تا مقدّمه كه فوت واجب بوده را تحصيل كند . بلكه معنايش اين است ؛ اگر عمل فوت واجب ، اتّفاق افتاد ، آنوقت لازم است ؛ واجب فوتشده را با قضاء كردنش تدارك كرد .
( 1 ) - مثلا نماز ، مركّب از ركوع ، سجده ، تشهد ، تكبيرة الاحرام ، قيام ، حمد و سوره بوده و هريك از اين اجزاء ، جزء براى نماز مىباشد .
( 2 ) - زيرا مقدّمه ، عبارت از عملى است كه واجب ، بدون آن در خارج تحقّق پيدا نمىكند . در اينجا مركّب يعنى نماز در تحقّق خارجىاش ، متوقّف بر وجود هريك از اين اجزاء مىباشد . چنان كه عدد ده مركّب از تعداد ده تا يكى مىباشد . و تحقّق ده در خارج ، متوقّف بر هريك از اين يكىها مىباشد .
( 3 ) - يعنى اينطور نيست كه يك وجودى به نام نماز وجود داشته باشد و وجوداتى نيز مثل ركوع ، -