تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
213 - توضيح و بيان مصنّف در رابطه با مقدّمهء خارجيّه چيست ؟ ( المقدّمة الخارجيّة . . . . عن وجود الواجب ) ج : مىفرمايد : مقدّمه خارجيّه آن مقدّمه‌اى است كه تنها تحقّق و وجود پيدا كردن واجب در خارج ، متوقّف برآن مىباشد . « 1 » يعنى اين مقدّمه ، داراى وجودى مستقلّ و خارج از وجود واجب مىباشد . « 2 » 214 - غرض از اين تقسيم چه بوده و محلّ نزاع در بحث مقدّمهء واجب كدام‌يك از اين دو مقدّمه مىباشد ؟ ( و الفرض من . . . احد امرين )
هامش
- تشهد ، سجده و غيره وجود داشته باشد . چنان كه اگر هريك از اجزاء نيز وجود نداشته باشد ، ماهيّت يعنى نماز نيز وجود ندارد . ( 1 ) - يعنى مقدّمات خارجيّه ، داخل در ماهيّت و حقيقت واجب نبوده و قوام واجب به آن نمىباشد . مثل وضوء نسبت به نماز ، كه ماهيّت نماز ، عبارت از اركان مخصوصه بوده و وضوء ، خارج از ماهيّت و حقيقت نماز مىباشد ولى وجود اصل واجب در خارج متوقّف برآن بوده مثل وجود پيدا كردن صعود على السطح ( رفتن به پشت‌بام ) بر نصب نردبان و هر وسيلهء بالابرنده ، و يا وجود اصل واجب در خارج ، متوقّف برآن نبوده ولى وجود واجب در خارج به نحو صحيح ، متوقّف برآن مىباشد . مثل وضوء ، نسبت به نماز . كه تحقّق اصل نماز در خارج ، متوقّف بر وضوء نيست ولى تحقّقش به نحو صحيح در خارج ، متوقّف بر وضوء مىباشد . محقّق خراسانى در « كفاية الاصول 1 / 144 » مقدّمه صحّت واجب را نيز از مقدّمات وجوديّه و حتّى بنا بر قول به اعمّى كه بر نماز بدون طهارت نيز صدق نماز مىشود ، بايد گفت ؛ وضوء باز هم مقدّمهء وجود براى نماز مىباشد . زيرا بحث از مقدّمهء واجب مىباشد و نه بحث از مقدّمهء مسمّاى به نماز تا گفته شود ؛ صدق عنوان و مسمّاى نماز بنا بر قول به اعمّ در نماز فاسد يعنى در نماز بدون وضوء نيز وجود داشته و بنابراين ، وضوء ، مقدّمهء وجود براى نماز نمىباشد . به عبارت ديگر ، چون بحث از مقدّمهء واجب مىباشد ، به نمازى كه فاقد وضوء بوده اگرچه صدق عنوان مىشود ولى صدق واجب يعنى متعلّق امر بودن نمىشود . و صدق واجب و متعلّق بودنش ، متوقّف بر وضوء مىباشد . ( 2 ) - چنان كه ماهيّت نماز ، مستقلّ و جداى از ماهيّت وضوء كه عبارت از شستن دست و صورت و مسح سر و پا به نحو خاصّ خودش بوده مىباشد .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 452 | حسن سيد اشرفى