و على هذا . . . وجوب ذيها . . . متبوعه . . . علّته . . . ذيها : مشار اليه « هذا » تابعيّت وجوب غيرى از وجوب نفسى بوده و ضمير در هر دو « ذيها » به مقدّمه و در « متبوعه » به تابع و در « علّته » به معلول برمىگردد .
و من هنا استشكلوا . . . ذيها : مشار اليه « هنا » مستحيل بودن حصول تابع قبل از متبوعش يا مستحيل بودن حصول معلول قبل از حصول علّتش بوده و ضمير در « استشكلوا » به علما يا اصوليّون و در « ذيها » به مقدمه برمىگردد .
يكون مفوّتا . . . فى وقته . . . و لهذا سمّيت مقدّمة مفوّتة : ضمير در « يكون » به عدم تحصيل غسل قبل از فجر و در « وقته » به واجب و ضمير نايب فاعلى در « سمّيت » به مقدّمه برگشته و كلمهء « مقدّمة مفوّتة » صفت و موصوف و مفعول دوّم براى « سمّيت » بوده و مشار اليه « هذا » مفوّت بودن مقدّمه مىباشد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
198 - مصنّف در امر سوّم از امور نهگانه از مقدّمات بحث مقدّمهء واجب چه مىفرمايد ؟
( 3 - خصائص الوجوب . . . و هى امور )
ج : مىفرمايد : بعد از روشن شدن معناى تبعيّت در وجوب غيرى ، خصوصيّات وجوب غيرى كه به واسطهء آنها از وجوب نفسى ، ممتاز و جدا مىگردد نيز براى ما روشن مىشود كه اين خصوصيّات ، چهارتا مىباشند .
199 - خصوصيّت اوّل واجب غيرى چيست ؟ ( 1 - انّ الواجب . . . يطاع لنفسه )
ج : مىفرمايد : همانطورىكه گفته شد ؛ وجوب غيرى داراى بعث و امر استقلالى نبوده ، داراى اطاعت مستقلّ نيز نمىباشد . بلكه اطاعتش همچون وجوبش به غرض رسيدن به ذى المقدّمه مىباشد ، به خلاف واجب نفسى كه واجب بودن و اطاعتش براى خودش مىباشد . « 1 »
هامش
( 1 ) - يعنى امر و وجوب مولوى ندارد تا مكلّف به جهت امتثال امر و وجوب مولوىاش ، آن را مستقلّا اطاعت و امتثال كند . بلكه اطاعت و امتثال واجب غيرى ، امتثال تبعى و براى رسيدن به ذى المقدّمه مىباشد .