188 - آيا اين معنا از تبعيّت يعنى تأخّر رتبى در وجود داشتن ، مقصود از معناى تبعيّت در وجوب غيرى است ، چرا ؟ ( و لكن هذا الوجه . . . فى وجوبها معا )
ج : مىفرمايد : اين معنا نيز مقصود از تبعيّت در وجوب غيرى نمىباشد . زيرا معناى اين تبعيّت ، آن است كه وجوب مقدّمه نيز وجوبى مستقلّ و نفسى دارد و تنها در تحقّق وجودىاش متأخّر از وجوب ذى المقدّمه مىباشد و حال آنكه اين معنا با مقدّميّت مقدّمه منافات دارد . چرا كه حقيقت مقدّمه براى رسيدن مكلّف به وجود و تحقّق خارجى و وجوب ذى المقدّمه بوده و از خود هيچ استقلالى ندارد . « 1 »
189 - معناى سوّم از تبعيّت در وجوب غيرى چيست ؟ ( 3 - ان يكون . . . من النّار )
ج : مىفرمايد : آنكه وجوب مقدّمه مترشّح از وجوب ذى المقدّمه باشد به جهت رابطهء علّى و معلولى كه بين اين دو مىباشد . يعنى وجوب غيرى مقدّمه به جهت آنكه معلول وجوب نفسى ذى المقدّمه بوده ، و وجود معلول در نظام تكوين هميشه منبعث و معلول از علّتش مىباشد مثل حرارت كه معلول آتش بوده ، در نظام تشريع نيز وجوب غيرى مقدّمه ناشى و
هامش
- حصول بلوغ يا داخل شدن وقت مىباشد . بنابراين ، به لحاظ همين تقدّم و تأخّر زمانى گفته مىشود ؛ حجّ ، تابع استطاعت و نماز تابع بلوغ و دخول وقت مىباشد .
( 1 ) - يعنى تفاوت وجوب نفسى و وجوب غيرى فقط در تقدّم و تأخّر زمانى نمىباشد . و گرنه بايد هر قانونى را اگر زمان جعلش مقدّم بر يك قانون ديگر باشد ، قانون بعدى را گفت ؛ تابع قانون قبلى است .
چنان كه اگر در اوّل بعثت مثلا ابتدا حكم وجوب نماز اعلام شده و سپس وجوب روزه بيان شده باشد ، بايد گفت ؛ وجوب روزه ، تابع وجوب نماز است ، و حال آنكه اين معنا مقصود نيست . زيرا ارتباطى بين اين دو وجوب ، وجود ندارد مگر تأخّر و تقدّم زمانى ، درحالىكه وجوب هر دو ، وجوب نفسى مىباشد .
ولى در وجوب مقدّمه و وجوب ذى المقدّمه ، ارتباط فراتر از تقدّم و تأخّر زمانى مىباشد . و آن اين است كه وجوب مقدّمه ، وجوب مستقلّ ندارد ، چرا كه اين معنا با مقدّميّت منافات دارد . زيرا مقصود از مقدّميّت آن است كه وسيله و رسانندهء به ذى المقدّمه است و نه آنكه رسيدن به خودش موضوعيّت داشته باشد آنطور كه معناى ذى المقدّمه و وجوب نفسى است .