منبعث از وجوب نفسى ذى المقدّمه بوده و وجوب نفسى ذى المقدّمه ، مؤثّر و ايجادكنندهء وجوب غيرى مقدّمه مىباشد . « 1 »
190 - اين معنا از تبعيّت يعنى معلول بودن وجوب غيرى براى وجوب نفسى آيا مقصود اصوليّون مىباشد ، چرا ؟ ( و كانّ هذا الوجه . . . قبل وجود علّته )
ج : مىفرمايد : گويا اين وجه از تبعيّت ، مقصود اصوليّون مىباشد . يعنى وجوب غيرى مقدّمه ، معلول وجوب نفسى ذى المقدّمه مىباشد . زيرا دو بيان و دو دليل براى تابعيت وجوب مقدّمه از وجوب ذى المقدّمه آوردهاند كه به همين معنا مىباشد .
1 - وجوب مقدّمه از جهت اطلاق ( مطلق بودن ) و اشتراط ( مشروط بودن ) تابع وجوب ذى المقدّمه مىباشد . « 2 » به دليل معلول بودن وجوب مقدّمه براى وجوب نفسى ذى المقدّمه . و از آنجا كه وجود معلول ، تابع وجود علّت مىباشد ، بنابراين ، هروقت علّت محقّق شد ، معلول نيز قهرا به صورتى محقّق مىشود كه تخلّف از علّت نكند . در نتيجه
هامش
( 1 ) - يعنى وجوب نماز ، علّت و ايجادكنندهء وجوب وضوء مىباشد .
( 2 ) - محقّق خراسانى در « كفاية الاصول 1 / 181 ، الامر الرّابع » ، ولى ايشان اين كلام را بناء بر قول به ملازمه بين وجوب مقدّمه با وجوب ذى المقدّمه دانسته و آن را در ردّ نظر صاحب معالم كه وجوب ذى المقدّمه را مشروط به اراده كردن ذى المقدّمه دانسته آورده و مىگويد ؛ وجوب مقدّمه تابع نحوهء وجوب ذى المقدّمه مىباشد . بنابراين ، بيان مصنّف ، تفسير ايشان از كلام صاحب كفايه مىباشد . امّا مثالش اينگونه است : مثلا اگر وجوب نماز ، وجوب مشروط باشد ، مثل آنكه وجوب نماز نسبت به دخول وقت ، مشروط مىباشد يعنى تا وقت زوال فرانرسد ، وجوب نماز نيز فعلى نمىشود . بنابراين ، وجوب وضوء نيز مشروط است ، يعنى تا وقت زوال فرانرسد ، همانطور كه وجوب نماز ، فعلى نبوده و نماز ، واجب نيست ، وجوب وضوء نيز فعلى نشده و واجب نمىباشد . چنان كه بعد از رسيدن وقت ، وجوب نماز فعلى مىشود ولى وجوبش نسبت به قطعات وقت يعنى اوّل يا وسط و يا آخر وقت ، مطلق است . يعنى در هروقتى مىشود آن را اتيان كرد ، بديهى وضوء نيز تابع اتيان نماز مىباشد . يعنى در هروقتى از اوقات مىتوان وضوء گرفت .