بوده و ضمير در هر دو « فرضه » به وجوب نفسى و ضمير « هو » به علّت فاعلى حقيقى برگشته و مقصود از « ايضا » مثل علّت صورى ، مادّى و غايى مىباشد .
هو انّ . . . هو الّذى يكون الخ : ضمير اوّلى « هو » به سبب و دوّمى و ضمير در « يكون » به شوق آمر برمىگردد .
اذا اشتاق الى فعل شىء اشتاق الى فعل كلّ ما يتوقّف عليه : ضمير در هر دو « اشتاق » به انسان و در « يتوقّف » به شىء كه مقصود ، ذى المقدّمه و واجب بوده و ضمير در « عليه » به ماء موصوله به معناى مقدّمه برمىگردد .
ليس هو . . . يدفع . . . الى الامر به . . . لم يحصل ما يمنع من الامر به : ضمير « هو » به شوق به انجام ذى المقدّمه و ضمير در « يدفع » به شوق و در هر دو « به » به غير و در « يمنع » به ماء موصوله به معناى مانع برمىگردد .
فاذا صدر منه . . . و هو اهل له انتزع منه الوجوب : ضمير در « منه » و ضمير « هو » به آمر و ضمير در « له » به صدور امر و در « منه » به امر برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
184 - توضيح مقدّماتى مصنّف در خصوص معناى تبعيّت و تبعى بودن وجوب غيرى چيست ؟ ( 2 - معنى التّبعيّة . . . هنا فنقول )
ج : مىفرمايد : در لسان اصوليّون ، بسيار شايع است كه مىگويند : واجب غيرى در وجوبش تابع وجوب ديگرى مىباشد . ولى اين تعبير از تابع بودن ، مجمل است . زيرا تبعى بودن در وجوب مىتواند به چهار معنا متصوّر شود و بايد بررسى شود كه كدام معنا مقصود و صحيح مىباشد ؟
185 - معناى اوّل از تبعيّت در وجوب غيرى چيست ؟ ( 1 - ان يكون . . . ثانيا و بالعرض )
ج : مىفرمايد : يعنى وجوب مقدّمه ، وجوب عرضى و مجازى مىباشد . به عبارت ديگر ، آنكه در خارج ، دو وجوب وجود ندارد بلكه يك وجوب حقيقى كه عبارت از وجوب نفسى