مستفاد من نفسه . و بهذا يتّضح معنى تعريف الواجب الغيرىّ « ما وجب لواجب آخر » ، فانّ معناه انّ وجوبه لاجل الغير و تابع للغير ، لكونه مقدّمة لذلك الغير الواجب . و سيأتي فى البحث الآتي توضيح معنى التّبعيّة هذه ، ليتجلّى لنا المقصود من الوجوب الغيرىّ فى الباب .
ترجمه :
ثمرهء نزاع
: همانا ثمرهء نزاع تصوّر شده - اوّلا و بالذّات - براى اين مسئله ( مسألهء مقدّمه واجب ) آن ( ثمره ) استنتاج وجوب مقدّمه است شرعا به علاوهء وجوب عقلى ثابت آن ( مقدّمه ) . و اين مقدار ، كافى است در ثمرهء مسألهء اصولى ، زيرا همانا مقصود از علم اصول ، آن ( مقصود ) كمك گرفتن به مسائل آن ( علم اصول ) است بر استنباط احكام از ادلّهء آنها ( احكام ) . ولى اين ( ثمره ) غير عملى است به اعتبار اينكه همانا مقدّمه ، بعد از فرض واجب بودن عقلى آن ( مقدّمه ) و لابدّيّت اتيان آن ( مقدّمه ) ، فائدهاى نيست در قول به واجب بودنش ( مقدّمه ) شرعا ، يا به عدم وجوب آن ( مقدّمه ) ، زيرا مجالى نيست براى مكلّف اينكه همانا ترك كند ( مكلّف ) آن ( مقدّمه ) را به حالى ( به هيچ حالى ) مادامىكه او ( مكلّف ) به صدد امتثال ذى المقدّمه است .
و بنابراين ( فائده نداشتن قول به وجوب شرعى مقدّمه ) ، پس بحث از اين مسئله ، نمىباشد ( بحث ) بحث عملى مفيد ، بلكه به نظر مىرسد در ابتدا اينكه همانا اين ( بحث ) لغو از قول ( كلام لغوى ) است كه فائدهاى در تحت آن ( بحث ) نيست ، با آنكه همانا اين مسئله ( مسألهء مقدّمهء واجب ) از مشهورترين مسائل اين علم ( علم اصول ) و دقيقترين آنها ( مسائل علم اصول ) و بيشترين آنها ( مسائل علم اصول ) است از جهت بحث . و به خاطر اين ( شهرت اين مسئله ) اخذ كردهاند بعضى اصوليّون اينكه جستجو كنند ( بعضى اصوليّون ) از فوائد عملى براى اين بحث به غير از ثمرهء اصل وجوب ، و در