كدام سه قسم از ملازمه مىباشد . يعنى آيا از قسم ملازمهء غير بيّن است يا اگر از قسم بيّن بوده آيا از قسم بيّن به معناى اخصّ يا به معناى اعمّ مىباشد . « 1 »
173 - اگر ملازمه در نظر قائل به ملازمه ، از نوع غير بيّن يا بيّن به معناى اعمّ باشد ، آيا مسألهء مقدّمهء واجب داخل در كدام قسم از مباحث اصول مىشود ؟
هامش
- بحث كرد از كدام قسم از مباحث علم اصول مىباشد . آيا از مباحث عقلى بوده و يا از مباحث الفاظ مىباشد ؟
( 1 ) - معانى سهگانهء لزوم قبلا گذشت ، ولى دوباره اجمالا گفته مىشود :
الف : لزوم غير بيّن : آنجايى است كه تصوّر طرفين نسبت ( لازم و ملزوم ) و تصوّر نسبت بين اين دو كافى نبوده ، بلكه براى تصديق و اثبات نسبت ، بايد اقامهء برهان نمود . مثلا حكم و جزم به اينكه زواياى مساوى مثلث ، قائم الزّاوية بوده علاوه بر تصوّر زواياى مثلث و تصوّر قائمه بودن دو زاويه و تصوّر نسبت ، نياز به برهان هندسى دارد . چنان كه در حكم كردن به حادث بودن عالم ، ( لازم ) علاوه بر تصوّر عالم و تصوّر حدوث داشتنش و تصوّر نسبت بين اين دو ، لازم است اقامهء برهان كرد و گفت ؛ عالم ، متغيّر است ، و هر متغيّرى حادث است و در نتيجه اثبات كنيم ؛ عالم نيز حادث است . خلاصه آنكه ، لزوم در غير بيّن ، لزوم نظرى يعنى نيازمند به برهان و استدلال است .
ب : لزوم بيّن به معناى اعمّ : يعنى تصوّر طرفين نسبت و تصوّر نسبت ، كافى است براى حكم به ملازمه . مثلا براى حكم به اينكه دو ، نصف چهار است . در اينجا وقتى دو را تصوّر كردى و چهار را نيز تصوّر كردى و نسبت بين دو و چهار را كه عبارت از نصف بودن دو براى چهار بوده را نيز تصوّر كردى ، آنوقت جزم به لازم يعنى حكم به نصف بودن دو براى چهار قطعى است . لزوم در بيّن به معناى اعمّ ، لزوم بديهى بوده ولى نيازمند به واسطه يعنى تصوّر طرفين نسبت مىباشد . چنان كه از تصوّر ذى المقدّمه و تصوّر مقدّمه و تصوّر اينكه مقدّمه ، چيزى است كه ذى المقدّمه ، متوقّف برآن مىباشد ، جزم پيدا مىشود كه مقدّمه ، لازمهء عقلى براى ذى المقدّمه مىباشد .
ج : لزوم بيّن به معنى الاخصّ : تصوّر ملزوم و تصوّر لازم ، كافى است براى جزم و حكم به لازم بدون نياز به واسطه قرار گرفتن شىء ديگرى ، بنابراين ، لزوم در بيّن به معناى اخصّ ، نيز بديهى بوده علاوه آنكه نياز به واسطه يعنى تصوّر طرفين نسبت ندارد . دلالت التزامى لفظ بر معناى لازمش از همين نوع مىباشد . مثل آنكه امر به آوردن جوهر براى نوشتن ، امر به آوردن قلم نيز مىباشد .