تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
اراده نكرده است به شما مشقّت را » . و نيست از شأن تخفيف و توسعه دادن ، اينكه مكلّف كند ( خداوند ) ايشان ( مكلّفين ) را دوباره به قضاء يا اداء و اگرچه باشد ناقص اينكه ننشيند ( ناقص ) جايگاه كامل را در تحصيل مصلحت ملزمه . 2 - آن است كه همانا اكثر ادلّهء وارده در تكاليف اضطراريّه ، مطلقند ، مثل قول خداوند متعال : « پس اگر آب نيافتيد ، پس تيمّم كنيد خاك پاكيزه را » يعنى همانا ظاهر آنها ( ادلّه ) به مقتضاى اطلاق ، اكتفاء كردن به تكليف دوّمى است در حال ضرورت . و اينكه همانا تكليف ، منحصر است در آن ( تكليف دوّمى ) و نيست وراى آن ( تكليف دوّم ) تكليف ديگرى ، پس اگر همانا اداء يا قضاء واجب است همچنين ، هرآينه واجب بود بيان و تصريح كردن بر اين ( وجوب اداء و قضاء ) و وقتى بيان نشده است اين ( وجوب اداء و قضاء ) دانسته مىشود همانا ناقص ، كفايت مىكند ( ناقص ) از اداى كامل به عنوان اداء و قضاء ، خصوصا با وارد شدن مثل قول رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « همانا خاك كفايت مىكند ( خاك ) تو را ده سال » . 3 - آن است كه همانا قضاء بالخصوص ( خصوص قضاء ) همانا واجب است ( قضاء ) در آنچه ( موردى ) كه وقتى صدق كند فوت ، و حال آنكه ممكن است اينكه گفته شود : همانا صدق نمىكند فوت در مقام ، زيرا همانا قضاء همانا فرض مىشود ( قضاء ) در آنچه ( موردى ) كه وقتى باشد ضرورت ، مستمرّ در همهء وقت اداء . و بنابراين تقدير ( استمرار ضرورت در همهء وقت اداء ) امرى نيست به كامل در وقت ، و وقتى نباشد امرى ، پس هرآينه گفته مىشود : « همانا صدق نمىكند نسبت به اين ( مورد ) فوت شدن فريضه ، زيرا فريضه‌اى نيست » . و امّا اداء ؛ پس همانا فرض مىشود در آنچه ( موردى ) كه جايز باشد بدار به آن ( ناقص ) ، و هرآينه ابتداء كرده است مكلّف - حسب فرض - به فعل ناقص در زمانهاى اوّل از وقت ، سپس زايل شود ضرورت قبل از به پايان رسيدن وقت . و خود رخصت در بدار - اگر ثابت شود ( رخصت در بدار ) - اشاره دارد ( رخصت در بدار ) به مسامحهء شارع در تحصيل