تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
خواهيم پرداخت . « 1 » 124 - مسئله و مورد اوّل از غير مستقلّات عقليّه چه بوده و توضيح مصنّف در خصوص آن چيست ؟ ( المسألة الاولى الاجزاء . . . ان يقع فيه الخلاف ) ج : مىفرمايد : مسئلهء اوّل ، عبارت از اجزاء بوده كه ، « 2 » بايد مقدمتا گفت : شكّى نيست وقتى مكلّف اتيان كند مأمور به را به وجه مطلوبى كه شارع و مولى به آن امر كرده است يعنى مأمور به را با همهء اجزاء و شرائط شرعى « 3 » و عقلى « 4 » كه در آن معتبر بوده ، اتيان كند ، اين عمل از مكلّف ، امتثال براى همين امر خواهد بود اعمّ از اينكه امرى كه مكلّف امتثال آن را
هامش
( 1 ) - عبارتند از 1 - اجزاء 2 - مقدّمهء واجب 3 - مسئلهء ضدّ 4 - اجتماع امر و نهى 5 - دلالت داشتن نهى بر فساد . ( 2 ) - براى روشن شدن مطلب ، بايد گفت : كلمهء « اجزاء » مصدر باب افعال از « أجزأ ، يجزئ ، اجزاء » بوده و داراى معناى لغوى و اصطلاحى است : الف : معناى لغوى : به معناى كفايت كردن ، قائم‌مقام شدن و بىنياز كردن از چيز ديگرى است . وقتى گفته مىشود ؛ فلان چيز مجزى از چيز ديگرى است ، يعنى كفايت از ديگرى كرده و مىخواهد جاى او قرار گيرد . ب : معناى اصطلاحى و در اصطلاح فقهاء : آن است كه اتيان كردن مأمور به و متعلّق امر مولى مؤثّر و علّت براى تحصيل غرض مولى مىباشد . يعنى مكلّف وقتى مأمور به را به همان نحوى كه مقصود و مورد نظر مولى بوده انجام داده ، و اتيان كند موجب سقوط امر مولى شده و نيازى به انجام دوبارهء عمل و مأمور به ، به عنوان اداء يا قضاء نمىباشد . بنابراين ، اجزاء در اصطلاح : عبارت از مسقط قضاء و اداء دوبارهء مأمور به مىباشد . در ادامه خواهد آمد كه مقصود از اجزاء در علم اصول ، عبارت از معناى لغوى مىباشد و نه معناى اصطلاحىاش . ( 3 ) - شرايط شرعى مثل آنكه نماز را با استقبال قبله و با وضوء انجام دهد و با اجزاء شرعى مثل آنكه نماز را با تمامى اركان مخصوصه‌اش كه با تكبيرة الاحرام شروع و با تشهّد خاتمه مىيابد انجام دهد . ( 4 ) - شرط عقلى مثل اينكه عقل حكم مىكند به اينكه مأمور به عبادى و تعبّدى را بايد با قصد قربت و مأمور به توصّلى را بدون قصد قربت ولى با شرايط شرعىاش اتيان كرد .