از راه ملازمه به اثبات حسن و قبح شرعى پرداخت ، چنان كه بعضى چنين پنداشتهاند . « 1 »
115 - شاهد مصنّف بر يكى بودن حسن و قبح عقلى با شرعى چه بوده و نتيجه يكى بودنشان چيست ؟ ( و لذا ترى اكثر . . . فيها بتوهّم التّفكيك )
ج : مىفرمايد : به دليل همين يكى بودن است كه اكثر اصوليّون و متكلّمين ، اين دو را دو مسئله قرار ندادهاند بلكه در قالب يك عنوان يعنى حسن قبح عقلى مطرح كردهاند .
بنابراين ، وقتى اين دو در واقع يكى هستند ، معنا ندارد ؛ بعد از قائل شدن به حسن و قبح عقلى ، بحث از ملازمهاش با حسن و قبح شارع كرد . ما نيز اگر ملازمه را جداگانه مطرح كرديم به دليل اختلاف بعضى است كه اين دو را دو عنوان و مستقلّ از يكديگر قرار دادهاند . « 2 »
116 - بيان تعجّبآور صاحب فصول چه بوده و دليل اين بيان به نظر مصنّف چيست ؟
( و من العجيب ما . . . ايضا فى مثل ذلك )
ج : مىفرمايد : عجيب از صاحب فصول آن است كه ايشان حسن و قبح عقلى را پذيرفته است ولى منكر ملازمه بين حسن و قبح عقلى با حسن و قبح شرعى مىباشد . « 3 » گويا ايشان گمان كردهاند ؛ تمام مدركات عقل از مسالح و مفاسد هرچند از طريق نظرى باشد يا سبب ادراك عقل از اسباب عامّى كه گذشت نباشد ، داخل در مسألهء حسن و قبح عقلى شده و هركس قائل به ملازمهء بين حسن و قبح عقلى با حسن و قبح شرعى شده ، قائل به
هامش
( 1 ) - « مطارح الانظار / 231 - 232 » و « الفصول الغرويّة / 337 » .
( 2 ) - در واقع جواب اشكال مقدّر است كه اگر شما اين دو را يكى مىدانيد چرا آن را جداگانه ذكر كردهايد ؟
( 3 ) - « الفصول الغرويّة / 337 » مىفرمايد : فصل : اختلف القائلون بالحسن و القبح العقليّين فى الملازمة بين حكم العقل و الشّرع . . . فالحقّ عندى فى المقام الاوّل ان لا ملازمة عقلا بين حسن الفعل و قبحه و بين وقوع التّكليف على حسبه و مقتضاه . . . » .