انكار برگشته و اين جمله ، براى « حقّ » مىباشد .
و لكن هذا . . . المبحوث عنها الخ : مشار اليه « هذا » مدركات عقليّهاى كه مورد تطابق آراى عقلاء نبوده مىباشد و ضمير در « عنها » به ملازمه برمىگردد .
و ان كان ما انكروه هو . . . كما قد يظهر من بعض تعبيراتهم : ضمير فاعلى در « انكروه » به اخباريّون و صاحب فصول و ضمير مفعولىاش به ماء موصوله به معناى ملازمه و ضمير « هو » به « ما انكروه » و ضمير در « يظهر » به انكار مطلق ملازمه و ضمير در « تعبيراتهم » به اخباريّون برمىگردد .
فهم ليسوا . . . فيما انكروا و لا مستند لهم : ضمير در « فهم » ، « ليسوا » ، « انكروا » و « لهم » به اخباريّون و صاحب فصول برمىگردد .
و على هذا . . . بين الطّرفين . . . بما يتّفق ما اوضحناه : مشار اليه « هذا » فرق گذاشتن بين دو مدركات عقليّه بوده و ضمير در « يتّفق » به ماء موصوله و ضمير مفعولى در « اوضحناه » به ماء موصولهاش برمىگردد .
و لعلّه لا يأباه بعض كلامهم : ضمير در « لعلّه » و ضمير مفعولى در « لا يأباه » به بيان و توجيه يادشده و ضمير در « كلامهم » به اخباريّون برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
114 - اينكه حسن و قبح عقلى با حسن و قبح شرعى يكى بوده ، به چه معناست ؟
( توضيح و تعقيب و الحقّ . . . توهّم ذلك بعضهم )
ج : مىفرمايد : اوّلا ، حقّ ، آن است كه حسن و قبح عقلى با حسن و قبح شرعى يكى بوده و التزام به حسن و قبح عقلى ، مساوى و عين حسن و قبح شرعى است . زيرا حسن و قبح عقلى ، عبارت شد از تطابق آراى عقلاء و از طرفى خود شارع نيز از جملهء عقلاء و بلكه رئيس عقلاء مىباشد . بنابراين ، دو چيز نبوده تا پس از اثبات حسن و قبح عقلى ، آنوقت