عقل » ، به خاطر همين ( يكى نبودن مناط حكم ) همچنين ما معتبر نمىدانيم قياس و استحسان را از ادلّهء شرعيّه بر احكام .
و بنابراين تقدير ، پس اگر باشد آنچه كه انكار كرده است آن را صاحب فصول و اخباريّون از ملازمه ، آن ( ملازمه ) ملازمه در مثل اين مدركات عقليّهاى است كه اينها ( مدركات عقليّه ) نيستند ( مدركات عقليّه ) از مستقلّات عقليّهاى كه تطابق دارد بر آنها ( مستقلّات عقليّه ) آراى عقلاء - به لحاظ آنكه ايشان ( عقلاء ) عقلاء هستند - پس همانا انكارشان ( اخباريّون و صاحب فصول ) در محلّش ( انكار ) است ، و ايشان ( اخباريّون و صاحب فصول ) بر حقّ هستند در اين ( انكار ) كه نزاعى نيست براى ما با ايشان ( اخباريّون و صاحب فصول ) در اين ( انكار ) ، ولى اين ( مدركات عقليّهاى كه مورد تطابق آراى عقلاء نبوده ) امر اجنبى است از ملازمهء مورد بحث از آن ( ملازمه ) در مستقلّات عقليّه . و اگر باشد آنچه ( ملازمهاى ) كه انكار مىكنند ( صاحب فصول و اخباريّون ) آن ( ملازمه ) را ، آن ( ملازمهء انكارشده ) مطلق ملازمه است حتّى در مستقلّات عقليّه - آنطورى كه گاهى ظاهر مىشود ( انكار مطلق ملازمه ) از بعضى از تعبيرات ايشان ( اخباريّون ) پس ايشان ( اخباريّون و صاحب فصول ) نيستند ( اخباريّون و صاحب فصول ) بر حقّ در آنچه كه انكار كردهاند ( اخباريّون و صاحب فصول ) ، و مستندى نيست براى ايشان ( اخباريّون و صاحب فصول ) و بنابراين ( فرق ) پس ممكن است تصالح بين دو طرف با توجيه كردن كلام اخباريّون و صاحب فصول به بيانى كه متّفق است آنچه را كه توضيح داديم آن را ، و شايد اين ( بيان و توجيه ) را اباء نكند اين ( توجيه و بيان ) را بعضى كلام ايشان ( اخباريّون ) .
نكات دستورى و توضيح واژگان
توضيح و تعقيب : يعنى « هذان توضيح و تعقيب » .
و الحقّ انّ الالتزام . . . هو نفس . . . و تقبيحه : كلمهء « الحقّ » مبتدا و كلمهء « الالتزام » اسم