تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
عقلهايمان ، زيرا واجب نيست در اين‌ها ( مصالح احكام شرعيّه ) اينكه باشد آنها ( مصالح احكام شرعيّه ) عين آنها ( مصالح احكام شرعيّه ) مصالح عمومى كه بناء شده است بر آنها ( مصالح عمومى ) حفظ نظام و باقى نگهداشتن نوع ( مصالح عمومى ) . كه آنها - قصد مىكنم اين مصالح عمومى را - مناطهاى احكام عقليّه هستند در مسألهء تحسين و تقبيح عقلى . و بنابراين ( مصالح احكام شرعيّه قابل درك با عقول نبوده ) ، پس راهى نيست براى عقل به لحاظ اينكه اين ( عقل ) عقل است ، به ادراك همهء ملاكات احكام شرعيّه ، پس وقتى درك كند عقل ، مصلحت را در چيزى يا مفسده را در ديگرى و نباشد ادراك آن ( عقل ) ، مستند به ادراك مصلحت يا مفسدهء عامّى كه مساوى هستند در ادراك اين دو ( مصلحت و مفسدهء عامّ ) همهء عقلاء ، پس همانا آنان - قصد مىكنم عقل را - راهى نيست برايش ( عقل ) به حكم كردن به اينكه همانا اين درك شده ، واجب است اينكه حكم كند به آن ( درك‌شده ) شارع برطبق حكم عقل ، زيرا احتمال دارد اينكه همانا در اينجا ( حكم شارع ) چيزى ( مصلحت يا مفسده‌اى ) كه آن ( مصلحت يا مفسده ) مناط براى حكم شارع است ، غير چيزى ( مصلحت يا مفسده‌اى ) است كه درك كرده است آن ( مصلحت يا مفسده ) را عقل ، يا اينكه همانا اينجا ( حكم شارع ) مانعى است كه منع مىكند ( مانع ) از حكم كردن شارع برطبق آنچه ( مصلحت يا مفسده‌اى ) كه درك مىكند آن ( مصلحت يا مفسده ) را عقل ، و اگرچه باشد آنچه ( مصلحت يا مفسده‌اى ) را كه درك كرده است عقل آن ( مصلحت يا مفسده ) را مقتضى براى حكم شارع . و به خاطر همين ( يكى نبودن مناط حكم شارع با حكم عقل ) مىگوييم : همانا نيست هرچه ( حكمى ) را كه حكم كند به آن ( حكم ) شرع ، واجب است اينكه حكم كند به آن ( حكم ) عقل ، و به همين ( يكى نبودن ملاكات احكام شرعيّه با ملاكات احكام عقليّه ) اشاره مىكند قول امام صادق عليه السّلام : « همانا دين خداوند درست به دست نمىآيد با