ذلك يدركه كلّ منكر حتّى منكر الشّرائع » .
واجب عنه بانّ . . . فى ذلك الخ : ضمير در « عنه » به استدلال عدليّه برگشته و مشار اليه « ذلك » احسان و ظلم مىباشد .
و هو مسلّم لا نزاع فيه : ضمير « هو » و ضمير در « فيه » به معناى ملائمت و منافرت با معناى صفت كمال و نقص بودن برمىگردد .
و امّا بالمعنى المتنازع فيه فانّا . . . به : ضمير در « فيه » به معنا و ضمير در « به » به معناى متنازع فيه برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
81 - بيان مقدّمهاى مصنّف براى ذكر ادلّهء اشاعره و عدليّه در حسن و قبح افعال چيست ؟ ( 6 - ادلّة الطّرفين . . . عدّة موادّ فنقول )
ج : مىفرمايد : با امورى كه قبل از اين گذشت ، مىتوانيم با چشم باز به بررسى ادلّهء دو طرف پرداخته و حكم عادلانه را در مورد هريك صادر كرده و نتيجهء مطلوب را به دست آوريم . « 1 » در اين رابطه بحث را در ضمن موادّى پىگير مىشويم .
82 - مادّه و مورد اوّل در مواجه با ادلّهء طرفين چيست ؟
( 1 - انّا ذكرنا انّ . . . ادلّتهم اذ يقولون )
ج : مىفرمايد : ذكر كرديم كه اوّلا : قضيّهء حسن و قبح از قضاياى مشهورات هستند . ثانيا :
در جزء سوم از منطق نيز خوانديد كه قضاياى مشهورات ، قسيم ضروريات ششگانه و در مقابل آنها مىباشد . در نتيجه ، مغالطهاى كه مهمترين دليل اشاعره براى انكار حسن و
هامش
( 1 ) - بعد از مباحث تصوّرى در خصوص حسن و قبح عقلى در قالب پنج مورد ، حال به مباحث تصديقى كه عبارت از ذكر ادلّهء طرفين و بحث ملازمه و ادراك حسن و قبح توسط عقل بوده پرداخته مىشود .