تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
70 - نمونه‌اى از عادت كه مختلف بين مردم بوده كدام است ؟ ( و كما يمدح النّاس . . . او يعدّونه مارقا ) ج : مىفرمايد : همان‌طورىكه مردم به لحاظ عادت ، مدافعين از عادتهاى همگانى را مدح مىكنند ، پشت‌پازنندگان و تحقيركنندگان اين عادتها را مذمّت و سرزنش مىكنند . اعمّ از اينكه اين عادت همگانى ، عادتى نيكو از ناحيهء عقل يا عاطفه و يا شرع بوده و يا عادتى زشت و قبيح از ناحيهء عقل ، عاطفه يا شرع باشد . « 1 » مثلا در جايى كه مردم عادت به تراشيدن ريش دارند ، اشخاصى را كه ريش مىگذارند مذمّت مىكنند و يا اگر عادت مردم بر گذاشتن ريش باشد ، اشخاصى را كه ريششان را مىتراشند مذمّت مىكنند . يا مردم ،
هامش
( 1 ) - ولى بايد گفت : چگونه ممكن است عادتى در بين همهء مردم وجود داشته باشد و به لحاظ اين عادت همگانى ، عقل عملى در همهء مردم حكم به حسن و قبح آن داشته باشد ولى بگوييم اين ادراك عقل عملى ، محلّ نزاع نمىباشد به عبارت ديگر ، عدليّه نيز همراه اشاعره ، منكر عقلى بودن چنين حسن و قبح عقلى هستند . زيرا گفتيم ؛ تفكيك بين عقل عملى و عقل نظرى به لحاظ مدركات بوده و به لحاظ ماهيّت عقل نمىباشد . در اينجا نيز وقتى عقل عملى مردم حكم به حسن و قبح يك عمل هرچند اسمش را عادت بگذاريم بكند به دليل همان استدلالى كه گفتيم ؛ چنين فهمى را خداوند به عقل اعطاء كرده و نمىتواند حكم بر خلاف آن داشته باشد . ولى بحث در اين است كه چنين ادراكاتى ، محدود بوده كه بحث آن گذشت . در اينجا نيز بحث را بايد تفكيك كرد الف : خود عادات و اعمالى مثل دفاع از ناموس ، سرزمين ، ملّت و يا احترام بزرگتر را كردن و يا احترام ميهمان را داشتن و مانند اين امور ب : مظهرات يعنى نحوهء بروز دادن اين امور . بديهى است بحث حكم عقل در قسم اوّل است كه حكم عقل در اين امور حجّت بوده و ملازم با حكم شرع نيز مىباشد . زيرا اوّلا : بنا به همان استدلالى كه گفته شد ، چنين ادراكى را خداوند به عقل داده و حكم بر خلاف آن ، خلاف عدالت و حكمت است . ثانيا : برگشت ملاك حكم عقل عملى در اين امور به كمال و نقص بودن اين امور و حسن ذاتى داشتن اين امور مىباشد . مثلا احترام بزرگتر برمىگردد به شكر منعم داشتن كه مقتضاى عدل بوده و صفت كمال براى نفس است و يا بىاحترامى به مهمان ، نقص براى نفس مىباشد . آرى مظهرات احترام كردن ، تابع عرف و عادات مردم مىتواند باشد .