72 - اگر حكم به حسن و قبح به لحاظ عادت ، ملازم با حكم شارع نيست ، پس چرا در مواردى حكم شارع بر موضوعات عادى مترتب شده است ؟
( نعم ، بعض العادات . . . غير ما نحن فيه )
ج : مىفرمايد : آرى ، قبول داريم كه بعضى از عادتها ، موضوع حكم شارع قرار گرفته است .
مثل حكم شارع به حرام بودن لباس شهرت . يعنى لباسى كه متعارف و معتاد بين مردم نمىباشد ، ولى حكم شارع در اين موضوع عادى ، به تبعيّت از حكم مردم و از باب ملازمه نبوده است . بلكه از آنجا كه مخالفت كردن با مردم در پوشش و زندگيشان به نحوى كه موجب برانگيخته شدن استهزاء و تنفر در آنها شود موجب مفسده مىباشد ، داشتن اين مفسده ، موجب شده تا شارع حكم به حرمت شرعى اين لباس كند . « 1 » اينكه شارع بر اساس ملاك مفسده داشتن ، حكم كند غير از آن چيزى است كه ما در آن بحث داريم كه گفتيم ؛ حكم شارع تابع حكم مردم به لحاظ عادت نمىباشد .
هامش
( 1 ) - ولى بايد گفت : با احترامى كه براى مصنّف بهعنوان يكى از عالمان و فقيهان عاليقدر شيعه قائليم ، امّا اوّلا : اينكه تمام ملاك و علّت حكم شارع در حرمت لباس شهرت را برانگيخته شدن تمسخر و نفرت مردم نسبت به آن دانست ، استحسان و دليل ذوقى مىباشد . ثانيا : اگر ملاك حكم شارع ، اين باشد ، بنابراين ، لباسى كه موجب تمسخر و تنفر در ميان مردم نباشد ، متعلّق حكم حرمت نخواهد بود . مثلا پوشيدن لباس مردانه براى زنان و يا به عكس و يا پوششى با رنگهايى كه موجب شهرت مىشود و مانند آن اگر موجب تنفّر و تمسخر نباشد نبايد حرام باشد و حال آنكه لباس شهرت ، حرام است اعمّ از اينكه موجب تنفر و تمسخر شود يا نشود . ثالثا : پوشش حجاب اسلامى ( چادر و مقنعه ) در جامعهء غربى اگر موجب تمسخر شود آيا مىتوان گفت ؛ لباس شهرت بوده و چنين پوششى براى يك مسلمان در چنين جامعهاى حرام است ؟ آرى ، احكام الهى تابع ملاكات بوده ولى از كجا مىتوان گفت ؛ ملاك حكم حرمت براى لباس شهرت چنين ملاكى است ؟ و گرنه بايد حكم به حرمت پوشش شرعى و اسلامى براى مسلمانان در جوامع غربى داد .