تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
و بهذا تعرف ما وقع من الخلط الخ : مشار اليه « هذا » فرق ذكرشده بوده و ضمير در « وقع » به ماء موصوله كه كلمهء « من الخلط الخ » بيان آن بوده برمىگردد .

شرح ( پرسش و پاسخ )

66 - سبب چهارم براى حكم عقل عملى به حسن و قبح برخى از افعال چيست ؟ ( الرّابع و من اسباب . . . الاحكام العامّة بين النّاس ) ج : مىفرمايد : سبب چهارم براى حكم عقل عملى به حسن و قبح برخى از افعال ، انفعالات نفسانى است كه غالبا در هر انسانى وجود دارد . همچون رقّت ( نازك‌دلى ) ، رحمت ( عطوفت با بخشندگى ) شفقت ( مهربانى ) حياء ، انفة ( زير بار ننگ و عار نرفتن ) و غيرت و ديگر انفعالات نفسانى . به دليل همين انفعال نفسانى است كه مردم حكم به قبيح بودن اذيّت كردن حيوانات مىكنند . يعنى به دليل رقّت و عطوفتى كه در غريزهء مردم وجود دارد . يا مردم ستايش مىكنند شخصى را كه دستگير ضعيفان و مريضان بوده و سرپرستى از بىسرپرستان و ديوانگان بلكه از حيوانات مىكند . چرا كه مدح اين شخص مقتضاى رحمت و شفقت در مردم است . چنان كه مردم حكم مىكنند به قبيح بودن برهنگى و فحاشى كردن ، زيرا قبيح دانستن اين مسئله ، مقتضاى حياء در انسانهاست . يا مدح مىكنند شخصى را كه از اهل ، عشيره ، وطن و مردمش در مقابل متجاوزان به دفاع برمىخيزد . مدح اين شخص به دليل وجود غيرت و حميّتى است كه در انسانها بوده « 1 » و
هامش
( 1 ) - يعنى انسان به لحاظ روانى و از نظر روانشناسى داراى يك سلسله صفات و حالات روانى است كه موجب مىشود تا انسان از ديدن يك صحنه‌هايى متأثر شود و به مقتضاى آن صحنه و تاثير روانى كه مىپذيرد ، حكم به حسن و قبح آن عمل كند . البتّه اين صفات روانى به لحاظ خلقت اوّليّه موجب انفعالات مطابق با آن در روان انسان مىشود ولى انسانها به لحاظ ارتكاب مستمرّ در يك عملى مثل قتل به درجه‌اى مىرسد كه از كشتن افراد نه آنكه متأثّر نشده و ناراحت نمىشود بلكه لذّت نيز مىبرد . -