تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
و ضمير در « بها » به « القضايا » كه فاعل « تختلف » بوده برگشته و موصول « الّتى » با جملهء صلهء بعدش ، صفت براى « القضايا » مىباشد . فتكون مشهورة . . . الّذين لهم . . . دون غيرهم : ضمير در « تكون » به عادت و ضمير در « لهم » و « غيرهم » به قوم برمىگردد . يذمّون المستهينين بها : ضمير در « يذمّون » به مردم و ضمير در « بها » به عادتهاى عامّه برمىگردد . سواء كانت العادة حسنة الخ : كلمهء « العادة » اسم و كلمهء « حسنة » خبر براى « كانت » مىباشد . او سيّئة قبيحة من احدى هذه النّواحى : كلمهء « سيّئة » عطف به « حسنة » و كلمهء « قبيحة » صفت آن بوده و مقصود از « هذه النواحى » ناحيه عقليّه يا عاطفيّه يا شرعيّه مىباشد . فتراهم يذمّون من يرسل لحيته : ضمير مفعولى در « تراهم » و ضمير در « يذمّون » به مردم و ضمير در « يرسل » و « لحيته » به « من » موصوله كه با جملهء صلهء بعدش مفعول براى « يذمّون » بوده برگشته و مقصود از « ارسال لحيه » ريش گذاشتن مىباشد . اذا اعتادوا حلقها و يذمّون الحليق اذا اعتادوا ارسالها : ضمير در هر دو « اعتادوا » و در « يذمّون » به مردم و ضمير در « حلقها » و « ارسالها » به لحيه برگشته و مقصود از « الحليق » شخصى كه ريشش را مىتراشد مىباشد . و تراهم يذمّون من يلبس غير المألوف عندهم : ضمير مفعولى در « تراهم » و ضمير در « يذمّون » و در « عندهم » به مردم و ضمير در « يلبس » به « من » موصوله كه با جملهء صلهء بعدش ، مفعول براى « يذمّون » بوده برمىگردد . انّهم لم يعتادوا لبسه : ضمير در « انّهم » و « يعتادوا » به مردم و ضمير در « لبسه » به غير المألوف يعنى غير متعارف برمىگردد .