جار و مجرور « على وجه » متعلّق به « مخالفة » بوده و ضمير در « يثير » به معناى برانگيختن به « وجه » و ضمير در « فيهم » به مردم برگشته و جملهء « يثير فيهم السّخريّة و الاشمئزاز » صفت براى « وجه » بوده و خبر « انّ » نيز جملهء « فيها مفسدة الخ » مىباشد .
فيها مفسدة موجبة الخ : جار و مجرور « فيها » كه ضميرش به مخالفت برگشته خبر مقدّم و كلمهء « مفسدة » مبتداى مؤخّر و كلمهء « موجبة » صفت براى آن بوده و اين جمله ، خبر براى « انّ » مىباشد .
و هذا شىء آخر غير ما نحن فيه : مشار اليه « هذا » حكم شارع برابر عادت به اعتبار مفسده داشتن بوده و ضمير در « فيه » به ماء موصوله به معناى حكم به لحاظ عادت برگشته و كلمهء « غير » صفت براى « آخر » بوده و اضافه به ماء موصوله با جملهء صلهاش شده است .
انّه ليس كلّ الخ : ضمير در « انّه » به معناى شأن مىباشد .
بل خصوص ما كان سببه . . . او نقصه الخ : يعنى « بل موضوع النزاع خصوص ما الخ » ضمير در « سببه » به ماء موصوله به معناى اشياء و افعال و ضمير در « نقصه » به شىء برمىگردد .
و ما كان سببه ادراك ملائمته او عدمها الخ : ضمير در « سببه » به ماء موصوله به معناى « اشياء » و افعال و ضمير در « ملائمته » به شىء و ضمير در « عدمها » به « ملائمته » برگشته و اين ماء موصوله با جملهء صلهاش عطف به قبلى است .
هى احكام للعقلاء بما هم عقلاء : ضمير « هى » به احكام عقلى و ضمير « هم » به عقلاء برمىگردد .
و هى الّتى ندّعى فيها . . . ان يتابعهم فى حكمهم : ضمير « هى » و ضمير در « فيها » به احكام عقلاء و ضمير فاعلى در « يتابعهم » به شارع و ضمير مفعولىاش و ضمير در « حكمهم » به عقلاء برمىگردد .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 159
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص١٥٩