تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
قضايا اين ( قضايا ) نزد منطقيّون به انفعاليّات . و براى همين ( عقلى شمرده نشدن ) داخل نمىشود اين حسن و قبح در محلّ نزاع با اشاعره ، و نمىگوييم ما به لازم بودن متابعت كردن شرع از مردم در اين احكام ، زيرا همانا نيست براى شارع ، اين انفعالات ، بلكه مستحيل است وجود آنها ( انفعالات ) در او ( شارع ) ، زيرا همانا آنها ( انفعالات ) از صفات ممكن است . همانا ما مىگوييم به ملازمهء حكم شارع براى حكم عقل به حسن و قبح در آراء محموده و تأديبات صلاحيّه - بنا بر آنچه ( بيانى ) كه به زودى مىآيد ( بيان ) - پس به اعتبار اينكه همانا شارع از عقلاء است بلكه رئيس آنان ( عقلاء ) بلكه خالق عقل است ، پس چاره‌اى نيست اينكه حكم كند ( شارع ) به حكم آنان ( عقلاء ) ما هم عقلاء ، ولى واجب نيست اينكه حكم كند ( شارع ) به حكم ايشان ( عقلاء ) بما هم عاطفيّون . و نمىگوييم همانا شارع متابعت مىكند ( شارع ) مردم را در احكامشان ( مردم ) تبعيّت كردن مطلق . پنجم : و از اسباب ( اسباب حكم عقل به حسن و قبح ) عادت نزد مردم است ، همچون عادت داشتنشان ( مردم ) به احترام وارد شده - مثلا - با بلند شدن براى او ( واردشده ) ، و احترام كردن مهمان با طعام ، پس حكم مىكنند ( مردم ) به خاطر اين ( عادت ) به نيكو بودن بلند شدن براى واردشده و اطعام كردن مهمان . و عادتهاى عامّه ( همگانى ) زياد و متنوّع هستند ، پس گاهى باشد عادت ، اينكه اختصاص دارد ( عادت ) به اهل شهرى يا منطقه‌اى يا مردمى ، و گاهى شامل مىشود ( عادت ) همهء مردم را در همهء زمانها يا در زمانى . پس مختلف مىشود به خاطر همين ( اختلاف عادت ) قضايايى كه حكم مىشود به آنها ( قضايا ) به حسب عادت ، پس مىباشد ( عادت ) مشهور نزد قومى كه براى آنان ( قوم ) اين عادت است به خلاف غير ايشان ( قوم ) . و همان‌طورىكه مدح مىكنند ( مردم ) محافظت‌كنندگان بر عادتهاى عمومى را ، مذمّت مىكنند ( مردم ) تحقيركنندگان به آنها ( عادتهاى عامّه ) را ، اعمّ از اينكه باشد عادت ، نيكو از ناحيهء عقلى يا عاطفى يا شرعى ، يا
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 152 | حسن سيد اشرفى