بوده و فاعل اين افعال را ستايش مىكند ، چنان كه ادراك مىكند كه افعال بخيلانه و از روى ترس بايستهء ترك بوده و فاعلش را مذمت مىكند .
64 - ادراك حسن و قبح افعال برگرفته از خلق انسانى آيا هميشه به دليل همين خلقيّات بوده يا منشأ ديگرى هم دارد ؟ ( و هذا الحكم من . . . بدافع الخلق الموجود )
ج : مىفرمايد : اين ادراك و حكم عقل عملى به حسن و قبح افعال كريمانه و بخيلانه گاهى از جهت مصلحت و مفسدهء عامّه داشتن و يا كمال و نقص بودن براى نفس بوده و يا صرفا به انگيزه خلق موجود در روح انسان مىباشد . البتّه وقتى وجود خلقى فراگير و در همهء عقلاء باشد ، آنوقت ، حسن و قبح افعال ، ناشى از اين خلق مشهور بين همهء عقلاء بوده و آراى عقلاء مطابق با آن خواهد بود .
65 - حسن و قبح ناشى از خلق انسانى و ادراك حسن و قبح افعال برگرفته از آن توسط عقل عملى آيا داخل در محلّ نزاع مىباشد يا نه ؟
( و لكن انّما يدخل . . . بهذه المشهورات )
ج : مىفرمايد : اين خلق ، داخل در محلّ نزاع حسن و قبح عقلى مىشود وقتى از جهت ديگر مورد نظر باشد و آن كمال و نقص بودن يا مصلحت و مفسدهء نوعيّه داشتن مىباشد .
به عبارت ديگر ، ادراك و حكم عقل عملى به حسن و قبح افعال ناشى از اين خلقيّات به جهت و مقتضاى مصلحت و مفسدهء نوعيّه داشتن و يا كمال و نقص بودن براى نفس باشد . « 1 » براى شناختن و توجيه شدن در حكم كردن خلق انسانى به چنين قضايايى
هامش
( 1 ) - مصنّف در كتاب « المنطق » مىفرمايد : منطقيّون ، خلق را عبارت از ملكهء نفسانى در انسان دانسته كه نفس انسان از تكرار افعال به مرحلهاى مىرسد كه به راحتى چنين اعمالى را انجام مىدهد . همچون بخشندگى كه خلق براى انسان نيست مگر آنكه عمل بخشيدن بدون انتظار و چشم داشتى تكرار شود تا اين عمل بدون زحمت از نفس انسانى صادر شود . در ادامه مىفرمايد : منطقيّون ، -