تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
62 - شاهدى را كه مصنّف مىآورد براى داخل بودن اين قضايا در مشهورات و اينكه قسمى مستقلّ در مقابل قضاياى ضروريّه بوده و نه قسمى از آن چيست ؟ ( و يكفينا شاهدا على . . . نصير الدّين الطّوسىّ ) ج : مىفرمايد : شاهد بر گفتهء ما مبنى بر اينكه اولا : قضاياى مشهوره ، قسم مستقلّى در مقابل ضروريّات بوده و ثانيا : واقعى به غير از آراى عقلاء ندارد كلام شيخ الرّئيس در بخش منطق از اشارات است كه فرموده‌اند : از جملهء قضاياى مشهوره ، آراى پسنديده و محموده است . اينكه آراى پسنديده و محموده را جزء مشهوره دانستيم به اين دليل بوده كه عمده و تكيه‌گاهى براى آنها به غير از شهرت عقلائيش نيست به گونه‌اى كه اگر انسان باشد و عقلش يا انسان باشد و وهمش و يا انسان باشد و حسّش بدون آنكه تأديب و تربيت شود در قبول اين قضايا ، حكم به اين قضايا و حسن و قبح آنها از باب اطاعت عقلش يا وهمش يا حسّش نمىكند . مثل حكم به قبيح بودن تصرّف در مال غير و يا قبيح بودن دروغگويى كه نبايد آنها را انجام داد . » شارح بزرگ اشارات يعنى خواجه نصير الدّين طوسى نيز در شرح اين مطلب با شيخ الرّئيس موافق مىباشد . 63 - سبب سوّم براى حكم عقل عملى به حسن و قبح اشياء چيست ؟ ( الثّالث و من اسباب . . . تركها فيذمّ فاعلها ) ج : مىفرمايد : سبب سوّم در حكم كردن عقل عملى به حسن و قبح ، وجود يك سرى خلق انسانى است كه در همهء انسانها با اختلافى كه در نوع دارند وجود دارد . مثل خلق كرم و بخشندگى و يا خلق شجاعت . وجود چنين خلقى در انسان است كه سبب مىشود تا عقل عملى ادراك كند كه افعال كريمانه يا افعال شجاعانه ، از افعال بايستهء براى انجام دادن
هامش
- اهمّ در تعارض دو مفسده كه يك حكم عقلى بوده نيز حكم عقل در اينجا در جايى حاكم است كه خطاب شارع در بيان اهمّ وجود نداشته باشد .