تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
با قوهء عقل و بدون لحاظ مصلحت و مفسدهء شخصى اشخاص حاصل مىشود . در نتيجه مدح عقلاء را بدنبال دارد . و همچنين در ادراك قبح امور ، گاهى اين ادراك به اعتبار نقص بودن براى نفس است ، مثل جهل يا به اعتبار مفسدهء نوعيّه‌اى است كه در آن عمل مىباشد ، مثل ظلم كه در نتيجه ذمّ عقلاء را به دنبال دارد . اين مدح و ذمّ كه به اعتبار مصلحت نوعيّه يا مفسده نوعيّه داشتن و يا به اعتبار كمال و نقص نوعى بودن براى نفس ، مدح و ذمّ عقلاء را نيز به دنبال داشته و آراى عقلاء برآن تطابق دارد از احكام عقليّه مىباشد . « 1 » 61 - كدام يك از دو نحو ادراك كمال و نقص و يا ادراك ملائمت و ناملائمت مورد نزاع بين اشاعره و عدليّه بوده و نام چنين قضايايى و واقعيّت آنها چيست ؟ ( فانّه يعتبر من . . . انّ فاعله مذموم لديهم ) ج : مىفرمايد : ادراك مدح و ذمّى كه به اعتبار كمال و نقص نوعى بودن افعال براى نفس بوده و يا به اعتبار مصلحت و مفسدهء نوعيّه داشتن افعال بوده و مدح و ذمّ عقلاء را به لحاظ همين كمال و نقص نوعى يا مصلحت و مفسدهء نوعى داشتن به دنبال دارد و گفته شد ؛ از احكام عقليّه مىباشد مورد نزاع در حسن و قبح عقلى بين اشاعره و عدليّه مىباشد . اين احكام عقليّه كه عامّ بوده را آراى محموده و تأديبات صلاحيّه نامند كه قسمى از قضاياى
هامش
( 1 ) - يعنى عمل عادلانه اگر در تعاملات و روابط فردى و با لحاظ شخصى صورت گيرد و يا مثلا شجاعتى از فردى صادر شود در رابطه با نجات فردى مثلا از رودخانه ، ادراك حسن اين عمل ناشى از حكم عقل نيست بلكه همان عواطف انسانى است ولى اگر به لحاظ مصلحت نوعيّه صورت گرفت ، يعنى اين شخص اين عمل را نه به لحاظ مصلحت شخصى انجام دهد بلكه به دليل مصلحت نوعيّه‌اى كه براى افراد بشر در عدالت و شجاعت به خرج دادن وجود دارد چنين عملى را انجام دهد ، ادراك حسن و قبح آن به حكم عقل بوده و تطابق آراء و حكم عقلاء به مدح آن را نيز به دنبال دارد و از اين جهت داخل در احكام عقليّه خواهد بود . ولى گفته شد ؛ مطالب مصنّف خالى از ارتباك بلكه اشتباه و خلط در مسائل نبوده كه بيان خواهد شد .