تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
شخصى و اينكه چنين ادراكى گاهى موجب مدح يا ذمّ فاعل اين عمل مىباشد ولى ادراك چنين مدح و ذمّى را نبايد حسن و قبح عقلى ناميد بلكه به تعبير جديد بايد آن را حسن و قبح عاطفى ناميد . زيرا سبب چنين مدح يا ذمّى ، تحكيم عواطف شخصى افراد مىباشد . « 1 » 60 - نحوهء دوم از ادراك كمال و نقص و يا ملائمت و ناملائمت چگونه بوده و آيا از احكام عقليّه بوده يا نام ديگرى دارد ؟ ( 2 - ان يكون الادراك لامر . . . او النّقص النّوعيّين ) ج : مىفرمايد : گاهى ادراك حسن و قبح در رابطه با يك امر كلّى است . يعنى انسان حكم مىكند به حسن يك عملى به دليل كمال براى نفس بودن آن عمل ، مثل علم و شجاعت . يا به دليل مصلحت و مفسدهء نوعيّه‌اى كه در آن عمل وجود دارد ، مثل مصلحت داشتن عدل به جهت حفظ نظام و بقاى نوع انسانى . بنابراين ، اين ادراك ، ادراكى است كه
هامش
( 1 ) - يعنى منشأ و انگيزهء ادراك حسن و قبح يك فعلى ، حسّ عاطفى انسان باشد . احساسات عاطفى نوعا از امورى هستند كه در تعاملات اجتماعى بين افراد و اشخاص به صورت شخصى و بعضا گروهى مثل دو خانواده يا دو طايفه جريان دارد . مثل آنكه شخصى به شخص ديگر و يا خانواده‌اى به خانوادهء ديگر احسان و خدمتى مىكند كه متقابلا شخص و يا خانوادهء ديگر كار مقابل را پسنديده و نيكو دانسته و درصدد تشكر و سپاس و قدردانى برمىآيد و يا شخصى و يا گروهى ضررى و بدى به طرف مقابل مىكند كه موجب قبيح شمردن آن كار از طرف ديگر شده و درصدد انتقام گرفتن برمىآيد . خلاصه چنين حسن و قبحى ناشى از مصالح و مفاسد شخصيّه‌اى است كه انگيزه‌اش عاطفهء شخصى افراد در تعاملات و روابطشان با يكديگر مىباشد . اين عاطفه ، امرى است كه در همهء افراد بشر وجود دارد و نوع بشر در مقابل احسانى كه به او مىشود قدردان و آن را نيكو دانسته و در مقابل اگر ضررى رسانده شود آن را قبيح مىداند . بنابراين ، ادراك اين حسن و قبح از طرف عقل نيست بلكه عواطف انسانى است . البتّه مطالب و بيانات مصنّف در حسن و قبح اشياء و اسباب و موجبات حكم عقل به حسن و قبح ، خالى از ارتباك و پيچيدگى نيست و به نظر مؤلّف صحيح نمىباشد كه در ادامه به آن اشاره خواهد شد .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 141 | حسن سيد اشرفى