تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨

شرح ( پرسش و پاسخ )

41 - واقعيّت حسن و قبح از جهت واقعيّت خارجى داشتن چگونه است ؟ « 1 » ( 2 - واقعيّة الحسن و القبح . . . و التّفصيل ، فنقول ) ج : مىفرمايد : حسن به معناى اوّل يعنى به معناى كمال نفس بودن و نيز قبح به معناى نقص براى نفس بودن يك امر واقعى و خارجى است « 2 » كه اوّلا : به واسطهء اختلاف انظار و
هامش
( 1 ) - بحث امر دوّم در خصوص نحوهء وجود حسن و قبح است كه آيا حسن و قبح به كدام يك از سه معنا از امور و وجودات واقعى و نفس الامرى و يا از امور و وجودات اعتبارى است ؟ قبلا در بحث مشتق گذشت ؛ وجودات و امور به سه دسته تقسيم مىشوند : 1 - امور واقعى خارجى ( نفس الامرى ) 2 - امور اعتبارى 3 - امور انتزاعى . از آنجا كه توضيح امور واقعى و اعتبارى در پرسش و پاسخ‌ها مىآيد فقط به توضيح امور انتزاعى پرداخته و گفته مىشود : امور انتزاعى ، امورى هستند كه مابازاء خارجى و مطابق خارجى ندارند ولى منشأ انتزاعشان خارجى بوده و عقل ، اين امور را از آن واقعيّات خارجى و نسبت‌سنجى بين آنها انتزاع مىكند . متضايفان مثل ابوّت ، بنوّت ، اخوّت ، تحتيّت و فوقيّت از آن جمله هستند . يعنى چيزى به معناى « ابوّت » ، « تحتيّت » و يا « فوقيّت » در خارج وجود ندارد . بلكه آنچه در « ابوّت » در خارج وجود دارد ، ذات پدر و ذات فرزند بوده كه عقل از ارتباط و نسبت‌سنجى بين اين دو ذات است كه ابوّت را انتزاع مىكند و يا عقل از ارتباط بين چيزى كه روى سطح ميز قرار گرفته و چيزى كه پائين آن قرار گرفته رابطهء فوقيّت و تحتيّت را انتزاع كرده و به شىء روى ميز اطلاق فوق بودن نسبت به شىء ديگر كه پائين قرار گرفته مىكند . بنابراين ، امور انتزاعى ، امورى ذهنى صرف نبوده و مرتبط با امور خارجى مىباشند . به عبارت ديگر ، اگرچه وجود خارجى ندارند ولى مرتبط با امور خارجى بوده و به همين لحاظ تابع اعتبار نمىباشند . حال بحث در امر دوّم در اين خصوص نمىباشد . بلكه بحث در وجود حسن و قبح به دو قسم ديگر يعنى واقعى و اعتبارى است كه آيا حسن و قبح به كدام يك از سه معنا امرى واقعى و به كدام يك از معانى ديگر ، امرى اعتبارى مىباشد ؟ ( 2 ) - يعنى واقعى بودن امور داراى دو مشخّصه مىباشد .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 108 | حسن سيد اشرفى