همهء شروط فقط يك جزاء و يك حكم باشد . پس اسباب ، تداخل مىكنند . « 1 »
507 - با توجه به اقتضاى ظهور هريك از شرط و جزاء چه اتّفاقى افتاده و چه بايد كرد ؟
( و على هذا فيقع التّنافى . . . على ظهور الجزاء )
ج : مىفرمايد : بنا بر اقتضاى ظهور هريك از شرط و جزاء ، بين اين دو ظهور تنافى واقع مىشود . حال اگر ظهور اوّل يعنى ظهور شرط را مقدّم كنيم ، لازمهاش ، قول به عدم تداخل اسباب است . و اگر ظهور دوم يعنى ظهور جزاء را مقدّم كنيم ، لازمهاش ، قول به تداخل مىباشد . بايد ديد كداميك از اين دو ظهور مقدّم بر ديگرى مىباشد .
مصنّف مىفرمايد : قول راجح و صحيح عبارت از تقديم ظهور شرط بر ظهور جزاء مىباشد .
508 - چرا تقديم ظهور شرط بر ظهور جزاء ارجح مىباشد ؟ ( لانّ الجزاء . . . تابعا له )
ج : مىفرمايد : زيرا جزاء چه در مقام ثبوت و چه در مقام اثبات ، معلّق و متوقّف بر شرط مىباشد . حال اگر شرط ، يكى باشد ، جزاء هم به تبعيّت از شرط ، يكى بوده و اگر شرط متعدّد باشد ، جزاء هم متعدّد خواهد بود . بنابراين ، در فرض ما كه شروط متعدّد مىباشند ،
هامش
( 1 ) - بنابراين ، ظهور اطلاقى جزاء در وحدت مطلوب آن است كه متعلّق جزاء يعنى وضوء محكوم به يك حكم يعنى يك وجوب بوده و وضوى واجب ، يكى مىباشد . بنابراين ، ظهور اطلاقى جزاء مىگويد ؛ بايد تصرّف در ظهور شرط در استقلال در سببيت آن كرده و گفت هريك از نوم و بول ، جزء سبب و روى هم يك سبب بوده كه جزاى واحد مىخواهند .