تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
فالقاعدة فى المقام اذن هى الخ : ضمير « هى » به قاعده برگشته و مقصود از « المقام » اينكه شرط متعدّد ولى جزا واحد و قابل تكرار بوده مىباشد . و هو مذهب الخ : ضمير « هو » به عدم تداخل برمىگردد .

شرح ( پرسش و پاسخ )

505 - قاعده و حقّ در جملات شرطيّه‌اى كه شرط در آنها متعدّد ولى جزا واحد و قابل تكرار بوده چيست ؟ ( اقول لا شبهة . . . عدم التّداخل ) ج : مىفرمايد : اين نوع جملات شرطيّه به اعتبار وجود دليل خاصّ بر تداخل و عدم تداخل اسباب به دو نوع است : الف - دليل خاصّ وجود دارد بر تداخل يا عدم تداخل اسباب . شكّى نيست كه با وجود دليل خاصّ بايد به مقتضاى دليل خاصّ بر تداخل يا عدم تداخل اسباب عمل كرد . ب - دليل خاصّ بر تداخل يا عدم تداخل وجود ندارد . اين مورد محلّ خلاف بوده كه قاعده آيا تداخل يا عدم تداخل است ؟ مصنّف مىفرمايد : حقّ آن است كه قاعده در اين مورد ، عدم تداخل است . 506 - مصنّف براى منشأ اختلاف در وقتى كه دليل خاصّ بر تداخل يا عدم تداخل نبوده و علّت قول به عدم تداخل در اين مورد چه بيانى دارند ؟ ج : مىفرمايد : منشأ اختلاف در اين است كه هر جملهء شرطيّه داراى دو ظهور است : الف : ظهور شرط در استقلال در سببيّت و اينكه شرط ، سبب مستقل براى جزاء بوده و اين ظهور ، اقتضاء مىكند اينكه جزاء در دو جملهء شرطيّه‌اى كه واحد ولى قابل تكرار بوده ،