تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
فيتكرّر الجزاء : فعل « يتكرّر » مثل « يكون » منصوب است . بتعدد اسبابه من دخول الخ : ضمير در « اسبابه » به وجوب نماز برگشته و كلمه « من » بيان « اسبابه » مىباشد .

شرح ( پرسش و پاسخ )

499 - وقتى ناگزير از تصرّف به يكى از دو وجه در دو جملهء شرطيّه شديم ، كدام وجه ، بهتر مىباشد « 1 » و چرا ؟ ( و اذ يدور الامر . . . حتّى ترفع اليد عنه ) ج : مىفرمايد : ظاهرا تصرّف دوّم بهتر است . زيرا منشأ تعارض بين اين دو جملهء شرطيّه عبارت از ظهورشان در علّيّت منحصره‌اى است كه موجب ظهور جملهء شرطيّه در مفهوم مىشود و در نتيجه منطوق هركدام با مفهوم ديگرى تعارض مىكند . بنابراين ، بايد ظهور هركدام از دو جمله شرطيّه در علّت منحصره بودن براى جزاء را با منطوق ديگرى مقيّد كنيم . چرا كه ظهور منطوق قوىتر از ظهور مفهوم است . « 2 » در نتيجه هريك از دو شرط مذكور در دو جملهء شرطيّه ظهور خواهند داشت كه هركدام مستقلا ، مؤثّر براى تحقّق
هامش
( 1 ) - وقتى در مقام ثبوت ، دو نوع تصرّف وجود دارد ، حال بحث مىكنيم در مقام اثبات و دلالت ، كدام را بايد اختيار كرد ؟ ( 2 ) - نحوه تعارض مفهوم هركدام با منطوق ديگرى و مقيّد كردن مفهوم هريك با منطوق ديگرى در چهارمين پاورقى قبل توضيح داده شد . دليل اينكه مصنف فرمود : ظاهرا اين تصرّف ، بهتر و وجيه‌تر است . زيرا تخصيص زدن هر عامى با خاصّ از روشهاى معقول و از موارد جمع عرفى است . هرچند فهم عرفى آن است كه در اين موارد مىگويد : اين نوع جملات شرطيّه مفهوم ندارند .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 87 | حسن سيد اشرفى