واقع شده است ( وضوء ) برآن ( كيفيّت ) ، و احتمال دارد اينكه همانا آن ( وضوء ) واقع شده است ( وضوء ) بر وجه امتثال براى امر واقعى ، پس كشف مىشود از اين ( وضوء واقع شده ) مشروعيّت آن ( وضوء واقع شده ) . و مثل آنچه ( موردى ) كه وقتى انجام دهد امام چيزى ( عملى ) را در نماز مثل جلسهء استراحت مثلا ، پس دانسته نمىشود همانا فعل او ( امام ) مىباشد بر وجه وجوب يا استحباب ، پس از اين ناحيه ( وجوب يا استحباب ) مىباشد ( فعل امام ) مجمل ، و اگرچه مىباشد ( فعل امام ) از ناحيهء دلالتش ( فعل امام ) بر جواز عمل ( جلسهء استراحت ) در مقابل حرمت ، مبيّن .
و امّا لفظ ، پس اجمال آن ( لفظ ) مىباشد ( اجمال لفظ ) براى اسباب زيادى كه گاهى متعذّر مىشود شمردن آنها ( اسباب ) . پس وقتى باشد ( لفظ ) مفرد ، پس گاهى مىباشد اجمال آن ( لفظ مفرد ) براى بودنش ( مفرد مجمل ) لفظ مشترك و حال آنكه قرينهاى نيست بر يكى از معانى آن ( مشترك ) همچون لفظ ( عين ) و كلمه « تضرب » كه مشترك است بين مخاطب و غايب و [ همچون ] « مختار » كه مشترك است بين اسم فاعل و اسم مفعول .
و گاهى مىباشد اجمال آن ( لفظ مفرد ) براى بودنش ( مفرد مجمل ) مجاز ، يا براى نشناختن برگشت ضمير در آن ( مجمل ) كه اين ( ضمير ) از نوع « مغالطهء ممارات » مىباشد . مثل قول گوينده وقتى كه مورد سؤال واقع شده است ( گوينده ) از برترين اصحاب پيامبر ( ص ) ، پس گفته است : « كسى كه دختر او در بيت او است » و همچون قول عقيل : « امر كرده است مرا معاويه كه دشنام دهم على را . آگاه باشيد پس لعنت كنيد او را » .
و گاهى مىباشد اجمال ، براى مختل بودن تركيب ( تركيب عبارت ) همچون قول او ( شاعر ) :
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 624
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٦٢٤