تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
مىشود همانا تمام موضوع آن ( حكم مولى ) آن ( تمام موضوع ) مطلقى است كه شامل است براى قدر متيقّن و غير آن ( قدر متيقّن ) . وقتى دانستى اين تقرير را ، پس شايسته است اينكه بحث كنيم از آنچه ( مقام بيانى ) كه سزاوار است براى آمر اينكه باشد ( آمر ) به صدد بيان آن ( مقام بيان ) آيا همانا آن ( مقام بيان ) بر نحو اوّل است يا دوّم ؟ و آنچه ( نظرى ) كه ظاهر مىشود ( نظر ) از شيخ صاحب كفايه قدّس سره اينكه همانا سزاوار نيست از آمر ، بيشتر از نحو دوّم ، به دليل نظر به اينكه همانا او ( امر ) وقتى باشد ( آمر ) به صدد بيان موضوع حكمش ( آمر ) حقيقتا ، كفايت مىكند او ( امر ) را اين ( مقام بيان به نحو دوّم ) براى حاصل شدن مطلوبش ( آمر ) و آن ( مطلوب آمر ) امتثال است . و واجب نيست بر او ( آمر ) با اين ( بيان به نحو دوّم ) بيان كردن اينكه همانا آن ( موضوع ) تمام موضوع است . آرى ، وقتى باشد در اينجا ( مقام تخاطب ) قدر متيقّنى در مقام محاوره و باشد تمام موضوع ، آن ( تمام موضوع ) مطلق ، پس هرآينه گمان مىكند مكلّف همانا قدر متيقّن ، آن ( قدر متيقّن ) تمام موضوع است و حال آنكه همانا مولى مطلق آورده است كلامش ( مولى ) را به دليل اعتماد بر وجود آن ( قدر متيقّن ) ، پس همانا مولى براى دفع كردن اين و هم ، واجب است بر او ( مولى ) اينكه بيان كند همانا مطلق ، آن ( مطلق ) تمام موضوع اين ( حكم مولى ) است و گرنه مىباشد ( بيان نكردن ) مخلّ به غرضش ( مولى ) . و از اين ( بيان ) نتيجه گرفته مىشود اينكه همانا وقتى باشد در اينجا ( مقام تخاطب ) قدر متيقّنى در مقام محاوره و مطلق بگذارد مولى و بيان نكند ( مولى ) همانا آن ( مطلق ) تمام موضوع است ، پس همانا دانسته مىشود از اين ( قدر متيقّن ) همانا موضوع آن ( حكم مولى ) آن ( موضوع حكم مولى ) قدر متيقّن است . اين ( توضيحات ) خلاصهء آن چيزى ( نظرى ) است كه گرويده است ( صاحب كفايه ) به