تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 553

مساهمون:

ص٥٥٣
مىباشد . « 1 » بنابراين ، چاره‌اى نيست كه ماهيّت و معنا در اسماء اجناس به نحو لا به شرط قسمى اعتبار شود زيرا منافاتى بين آنكه موضوع له در آنها ذات معنا باشد و درعين‌حال اين معنا در مرحله وضع به نحو لا به شرط قسمى لحاظ شود نمىباشد . 745 - چگونه بين آنكه موضوع له اسماء اجناس ، ذات معنا باشد با لحاظ لا به شرط قسمى آن در حال وضع منافاتى نمىباشد وقتى چنين لحاظى ، لحاظ ذهنى بوده كه اشكالات ذكر شده سابق را خواهد داشت ؟ ( لانّ هذا اللّحاظ . . . أن تكون قيدا للموضوع له ) ج : مىفرمايد : قبلا نيز گذشت كه اين لحاظ و اعتبار ذهنى ، صرفا راه و طريقى براى حكم كردن بر ذات معنا و مصحّح براى موضوع له مىباشد . و اين‌طور نيست كه در زمان استعمال در معنا واجب باشد كه معنا به نحو لا به شرط قسمى لحاظ شود . بلكه جايز است تا وقتى كه موضوع له ، ذات معنا بوده به هر اعتبارى ، اعتبار شود . بنابراين ، در زمان استعمال مىتوان تنها به خود ماهيّت و ذات معنا با قطع نظر از امور خارجيّه نظر داشت چنان كه مىتوان آن را به لحاظ غير مقايسه كرده و به يكى از انحاء سه‌گانهء اعتبار يادشده اعتبار نمود . « 2 » بنابراين ، ملاحظهء ذات معنا به نحو لا به شرط قسمى در زمان وضع كه به عنوان مصحّح براى وضع بوده موجب مىشود تا اين لحاظ ، قيد براى موضوع له باشد . 746 - بنا بر اينكه اعتبار لا به شرط قسمى در موضوع له اسماء اجناس ، مصحّح براى وضع باشد و نه قيد براى موضوع له چه نتيجه‌گيرى مىشود ؟ ( و عليه فلا يكون . . . و هو المقيّد ) ج : مىفرمايد : بنابراين ، موضوع له ، موجودى ذهنى نخواهد بود وقتى اعتبار و لحاظ
هامش
( 1 ) - چنان كه در پاورقىهاى قبلى گذشت كه ماهيّت « حيوان ناطق » در خارج مىتواند خصوصيّات و قيود مختلفى مثل جهل ، كفر ، سياه يا سفيد بودن و بسيارى خصوصيّات ديگر داشته باشد . ( 2 ) - مثلا بگويد « اعتق رقبة مؤمنة » يا « اعتق رقبة » يا « اكرم رجلا غير فاسق » .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 553 | حسن سيد اشرفى