تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 554

مساهمون:

ص٥٥٤
لا به شرط قسمى براى موضوع له و معنا ، در زمان وضع باشد . زيرا موضوع له عبارت از معتبر بما هو معتبر يعنى لحاظ ذهنى نبوده بلكه ذات معتبر يعنى ذات معنا مىباشد . « 1 » چنان كه استعمال مطلق در مقيّد نيز استعمال مجازى نبوده آن‌طورى كه سابقا نيز گذشت « 2 » يعنى ذات معنا را مىتوان در زمان استعمال در مقايسهء با غير و خصوصيّات خارجيّهء خارج از ذات ملاحظه كرد . بنابراين ، معنا را در زمان استعمال مىتوان به يكى از اعتبارات سه‌گانه كه يكى از آنها نيز اعتبار معنا به شرط شىء يعنى معناى مقيّد بوده اعتبار كرد .
هامش
( 1 ) - يعنى موضوع له « انسان » عبارت از « حيوان ناطق » كه وجود خارجى داشته باشد . ( 2 ) - زيرا استعمال لفظ « انسان » در « انسان هاشمى » در وقتى كه گفته شود : « كرم انسانا هاشميا » استعمال اسم جنس « انسان » در معناى خودش يعنى « حيوان ناطق » بوده و خصوصيّت « هاشمى » بودن از « دالّ » ديگرى كه قيد « هاشمى » بوده فهميده مىشود . يعنى از باب تعدّد و دالّ و مدلول بوده كه توضيحش قبلا گذشت .