بلكه گفته شده است : « منسوب بودن قول اوّل به مشهور ، مشكوك مىباشد » . براى توضيح قول دوّم و تحقيق آن بايد سه امر را بيان كرد كه هم در اين باب يعنى باب مطلق و مقيد و هم در غير اين باب مثل باب عامّ و خاصّ و مجمل و مبين ، نافع بوده و با بيان اين سه امر اختلاف در تعبير و بلكه اختلاف در رأى و نظر علماى بزرگ روشن و معلوم مىشود .
704 - اولين امر از امور سهگانه كه بايد براى توضيح قول دوّم به بيان آن پرداخت كدام است ؟ ( 1 - اعتبارات الماهيّة . . . كوجوب العتق و هى )
ج : مىفرمايد : امر اوّل در لحاظ و اعتبار ماهيّت است . مشهور ، آن است كه وقتى ماهيّتى را نسبت به قيد يا شرطى كه خارج از ذات آن ماهيّت بوده مقايسه كنيم دارى سه لحاظ و اعتبار خواهد بود . مثل مقايسهء ماهيّت رقبه نسبت به قيد ايمان به هنگامى كه حكمى مثل وجوب عتق برآن مترتّب مىشود . « 1 »
705 - اعتبار اوّل ماهيّت چگونه بوده و نام آن چيست ؟ ( 1 - ان تعتبر الماهيّة . . . كونها مؤمنة )
ج : آن است كه ماهيت را مشروط و مقيّد به وجود آن قيد ملاحظه و اعتبار كرد . مثل وجوب عتق رقبهء مؤمنه ، يعنى رقبه بهشرط مؤمنه بودن . « 2 » اين قسم يعنى ماهيّت مشروط به
هامش
( 1 ) - يعنى وقتى بخواهيم حكمى را براى ماهيّت و ذاتى صادر كنيم ، مىتوانيم آن ماهيّت را به چندين نحو در ذهنمان تصور كرده و لحاظ كنيم و سپس حكم را براى آن صادر كنيم . مثلا مىتوانيم ماهيّت « انسان » را در ذهن به نحو عالم بودن و مقيّد به اين قيد تصوّر كرده و سپس حكم وجوب اكرام را برايش صادر كرده و گفته شود : « اكرم انسانا عالما » . يعنى ماهيّت انسان را نسبت به عالم بودن كه يك امر خارج از ذات بوده يعنى امرى كه جزء جنس و فصل نبوده و دخالت در انسان بودن انسان نداشته مقايسه كرده و به نحو مقيد به آن امر ، برايش حكم صادر كرد .
( 2 ) - يعنى مولى ماهيّت « رقبه » را در ذهن به نحو مقيّد به قيد مؤمنه بودن و به لحاظ وجود اين قيد براى اين ماهيّت بوده كه آن را موضوع براى وجوب عتق قرار داده و فرموده است : « اعتق رقبة مؤمنة » .