تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
قسم اوّلى يعنى به شرط شىء و به شرط لا . و اين ( اعتبار سه‌گانهء ماهيّت ) روشن است و بحثى در آن ( اعتبارات سه‌گانهء ماهيّت ) نيست . سپس همانا براى ايشان ( علماء ) دو اصطلاح ديگر معروف است : 1 - قول ايشان ( علماء ) ماهيّت مهمله . 2 - قول ايشان ( علماء ) ماهيّت لا به شرط مقسمى . آيا اين دو ( ماهيّت مهمله ماهيّت لا به شرط مقسمى ) دو اصطلاح و دو تعبير هستند براى مدلول واحدى ، يا اين دو ( ماهيّت مهمله و ماهيّت لا به شرط مقسمى ) دو اصطلاح مختلفند در معنا ؟ و آنچه كه وادار مىكند ما را به اين استفسار ، آن چيزى است كه واقع شده است از لغزش در تعبير ، نزد بسيارى از مشايخ بزرگ ما ، پس هرآينه ظاهر مىشود از بعضى از ايشان ( بزرگان ) اينكه همانا اين دو ( ماهيّت مهمله و ماهيّت لا به شرط مقسمى ) دو اصطلاح براى يك معنا هستند ، چنان كه اين ( بودن دو اصطلاح براى يك معنا ) ظاهر كفاية الاصول است به تبعيّت از بعضى از فلاسفهء جليل القدر . ولى تحقيق ، مساعد نمىباشد ( تحقيق ) بر اين ( قول كفاية الاصول ) بلكه اين دو ( ماهيّت مهمله و ماهيت لا به شرط مقسمى ) دو اصطلاح مختلف هستند . و اين ( متفاوت بودن ) است جواب ما بر استفسار

نكات دستورى و توضيح واژگان

المسألة الرّابعة هل الاطلاق بالوضع : كلمهء « المسألة الرابعة » موصوف و صفت و مبتداى اوّل و بدل چهارم تفصيلى براى « ست مسائل » ، كلمهء « هل » استفهاميّه و كلمهء « الاطلاق » مبتداى دوّم و جار و مجرور « بالوضع » به اعتبار متعلّق ، خبر و جملهء « هل الاطلاق بالوضع » خبر براى براى مبتداى اوّل مىباشد .