دارند ( علمهاى جنس و اسمهاى نكره ) آيا آن ( اطلاق ) به واسطهء وضع است يا به واسطهء مقدمات حكمت ؟ يعنى همانا اسمهاى جنس آيا آنها ( اسمهاى جنس ) وضع شدهاند براى معانىاشان ( اسمهاى جنس ) به لحاظ آنكه آنها ( اسمهاى و جنس ) شايع و مرسل هستند بر وجهى كه مىباشد ارسال - يعنى اطلاق - اخذشدهء در معنايى كه وضع شده براى آن ( معنا ) لفظ - آنطورى كه نسبت داده شده است ( مأخوذ بودن اطلاق در معناى موضوع له اسماء اجناس ) به مشهور از قدماى قبل از سلطان العلماء - يا همانا آنها ( اسمهاى جنس ) وضع شدهاند براى خود معانى به لحاظ آنها ( معانى ) ، و اطلاق استفاده مىشود ( اطلاق ) از دلالتكنندهء ديگرى و آن ( دلالتكنندهء ديگرى ) صرف مجرّد بودن لفظ است از قيد ، وقتى كه باشد مقدّمات حكمت فراهم شده در آن ( لفظ ) ؟ - و اين قول دوّم ( اطلاق به واسطهء مقدّمات حكمت بوده ) اوّل شخصى كه تصريح كرد به آن ( قول دوّم ) تا آنجا كه مىدانيم ، سلطان العلماء در حاشيهاش ( سلطان العلماء ) بر معالم الاصول است . و تبعيت كرده است او ( سلطان العلماء ) را جمعى از افرادى كه متأخّر هستند ( آن جمع ) از او ( سلطان العلماء ) تا اين زمان .
و بنا بر قول اوّل مىباشد استعمال لفظ در مقيّد ، مجاز و بنا بر قول دوّم مىباشد ( استعمال لفظ در مقيّد ) حقيقت .
و حقّ ، آن چيزى ( قولى ) است كه گرويده است به آن ( قول ) سلطان العلماء ، بلكه گفته شده است : همانا منسوب بودن قول اوّل به مشهور ، مشكوك فيها است . و براى توضيح اين قول ( قول حقّ ) و تحقيق آن ( قول حقّ ) شايسته است بيان امورى سهگانه كه نافع خواهند بود ( امور سهگانه ) در اين باب ( مطلق و مقيّد ) و در غير اين باب ( مطلق و مقيّد ) و به واسطهء آنها ( امور سهگانه ) كشف مىشود براى طالب ، آنچه كه واقع شده است براى بزرگان از اختلاف در تعبير بلكه در رأى و نظر . و اين امورى كه شايسته است بيان آنها
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 471
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٤٧١