حسب فرض نمىباشد تا بتواند ناظر و مفسّر براى خبر باشد . بنابراين ، لسان خبر واحد ، لسان مبيّن بودن براى كتاب بوده و مقدّم برآن است و حال آنكه عامّ قرآنى در صدد بيان دليل حجيّت خبر واحد نبوده تا مقدّم برآن شود . به عبارت ديگر مىتوان بگويى : خبر بر حسب فرض ، قرينهء بر كتاب بوده و تعارض بين دو اصل است : اصل جارى در خبر واحد و آن اصل اصالت عدم كذب راوى بوده و اصل جارى در جانب عامّ قرآنى و آن اصل اصالة العموم مىباشد . در تعارض اين دو اصل بايد اصل اصالت عدم قرينه را مقدّم بر اصل اصالة العموم نمود . « 1 »
هامش
( 1 ) - زيرا اصول لفظيّه و از آن جمله اصالة العموم وقتى جارى مىشود كه قرينه يا چيزى كه محتمل القرينه براى خلاف ظاهر عموم بوده وجود نداشته باشد . در حالى كه خبر واحد بنا بر فرض ، صلاحيّت قرينه بودن براى ارادهء خلاف ظاهر از عموم را دارد . زيرا كه جنبهء مفسّريّت نسبت به عامّ دارد .
بنابراين ، جاى اجراى اصالة العموم نبوده و اصل عدم كذب راوى در جانب خبر جارى شده و مقدّم بر اصالة العموم خواهد بود .