تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
در درجهء ظهور ، پس مقدّم نمىشود هيچ‌يك آن دو ( عامّ و مفهوم مخالف ) بر ديگرى ، يا همانا اين ( اقواى بودن هركدام ) مختلف مىشود ( اقوى بودن هركدام ) به اختلاف مقامات . و حقّ ، آن است كه همانا مفهوم وقتى بوده است ( مفهوم ) اخصّ از عامّ به حسب فرض ، پس آن ( مفهوم ) قرينه است عرفا بر مراد از عامّ . و قرينه مقدّم مىشود ( قرينه ) بر ذى القرينه و مىباشد ( قرينه ) تفسيركننده براى آنچه ( معنايى ) كه اراده شده است ( معنا ) از ذو القرينه و معتبر نمىباشد اينكه باشد ظهور آن ( قرينه ) قوىتر از ظهور ذى القرينه . آرى ، اگر فرض شود اينكه همانا عامّ ، باشد ( عامّ ) نصّ در عموم ، پس همانا آن ( عامّ ) مىباشد ( عامّ ) آن ( عامّ ) قرينهء بر مراد از جملهء داراى مفهوم ، پس نمىباشد براى آن ( جملهء داراى مفهوم ) مفهومى در اين هنگام ( عامّ ، نصّ در عموم است ) . اين ( نصّ بودن عامّ در عموم ) امر ديگرى است .

نكات دستورى و توضيح واژگان

9 - تخصيص العامّ بالمفهوم : يعنى « التّاسع تخصيص العامّ بالمفهوم » . ينقسم كما تقدّم : ضمير در « ينقسم » و « تقدّم » به مفهوم برمىگردد . اذا كان مفهوما موافقا : ضمير در « كان » به مفهوم برمىگردد . مثاله قوله تعالى : ضمير در « مثاله » به تخصيص عامّ با مفهوم موافق و در « قوله » به خداوند برمىگردد . فانّه عامّ يشمل الخ : ضمير در « فانّه » به قول خداوند و ضمير در « يشمل » به عامّ برمىگردد . يقع باللّغة العربيّة و غيرها : ضمير در « يقع » به عقد و در « غيرها » به لغت عربيّه برمىگردد .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 394 | حسن سيد اشرفى