( عقد ) از لغت ديگرى ، پس از طريق اولى است . و شكّى نيست همانا مثل اين مفهوم ( مفهوم موافق ) اگر ثابت شود ( اين مفهوم ) پس همانا آن ( اين مفهوم ) تخصيص مىزند ( اين مفهوم ) عامّ متقدّم را . براى اينكه همانا آن ( مفهوم موافق ) همانند نصّ است يا ظاهرتر است از عموم عامّ ، پس مقدّم مىشود ( مفهوم موافق ) برآن ( عامّ ) .
و امّا تخصيص زدن ( تخصيص زدن عامّ ) با مفهوم مخالف ، پس مثال آن ( تخصيص عامّ با مفهوم مخالف ) قول خداوند متعال است :
« إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً » *
همانا ظنّ بىنياز از حقّ نمىكند چيزى را . [ قول خداوند متعال است ] كه دلالتكننده است با عمومش ( قول خداوند ) بر معتبر نبودن هر ظنّى ، حتّى ظنّ حاصل از خبر عادل . و هرآينه وارد شده است آيهء ديگرى ، آن ( آيهء ديگر )
« إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا . . . »
است كه دلالتكننده است با مفهوم شرط بر جايز بودن اخذ به خبر غير فاسق بدون تبيّن ، پس آيا جايز مىباشد تخصيص زدن اين عامّ ( معتبر نبودن هر ظنّى ) با اين مفهوم مخالف ؟ هرآينه اختلاف كردهاند ( علماء ) بر اقوالى :
پس گفته شده است به مقدّم كردن عامّ و جايز نمىباشد تخصيص زدن آن ( عامّ ) با اين مفهوم . و گفته شده است به مقدّم كردن مفهوم . و گفته شده است به عدم تقديم هيچيك اين دو ( عامّ و مفهوم ) بر ديگرى ، پس باقى مىماند كلام ، مجمل . و تفصيل دادهاند بعضى از ايشان ( علما ) تفصيلات زيادى كه طولانى مىشود كلام بر آنها ( تفصيلات ) .
و سرّ در اين اختلاف آن است كه همانا وقتى بوده است ظهور مفهوم مخالف ، اينكه نيست ( ظهور مفهوم مخالف ) از قوّت بهگونهاى كه برسد ( ظهور مفهوم مخالف ) درجهء ظهور منطوق يا مفهوم موافق ، واقع شده است كلام در اينكه همانا آن ( مفهوم مخالف ) اقواى از ظهور عامّ است ، پس مقدّم مىشود ، ( مفهوم مخالف ) برآن ( عامّ ) ، يا همانا عامّ ، قوىتر است ، پس آن ( عامّ ) مقدّم است ، يا همانا آن دو ( عامّ و مفهوم مخالف ) متساوى هستند