وجود دارد .
658 - قول اوّل و دوّم در استثناى بعد از جملات متعدّده چيست ؟ ( 1 - ظهور الكلام فى . . . محتاج الى الدّليل )
مىفرمايد : قول اوّل آن است ؛ « 1 » كلام ظهور دارد در اينكه استثناء به جملهء اخير رجوع مىكند اگرچه رجوعش به ساير جملات نيز ممكن است ولى براى رجوع به غير اخير يعنى ساير جملات نياز به قرينه مىباشد . « 2 »
قول دوم آن است « 3 » ؛ كلام ظهور دارد در اينكه استثناء به همهء جملات برگشته و اختصاص دادن استثناء به جملهء اخير است كه نياز به دليل دارد .
659 - قول سوّم در استثناى بعد از جملات متعدّده چيست ؟ ( 3 - عدم ظهوره فى . . . اصالة العموم فيها )
هامش
نمىشود . يعنى پس از توبه علاوه آنكه حكم فاسق را نداشته ، شهادتش نيز پذيرفته شده و هشتاد ضربه شلّاق هم نمىخورد .
( 1 ) - از اماميّه علّامه حلّى در « مبادى الوصول / 136 » و صاحب فصول در « الفصول الغروية / 204 » قائل به آن بوده ، شيخ طوسى در « العدّة / 321 » آن را به سيّد مرتضى نسبت داده ولى علّامه در « مبادئ الوصول / 136 » قول سوّم را به او نسبت داده است . از عامّه نيز ابو حنيفه بنا بر نقل آمدى در « الاحكام 2 / 438 » قائل به آن مىباشد .
( 2 ) - يعنى اينكه گفته شد ؛ به اخير برمىگردد و نه به جميع از اين جهت نبوده كه در برگشتن به جميع محذورى باشد مثل آنكه گفته شود لازم مىآيد استعمال لفظ استثناء در اكثر از يك معنا چنان كه صاحب معالم در « معالم الدّين / 127 » فكر كرده چنين محذورى بوده و در صدر توجيه آن برآمده است بلكه ظهور در چنين معنايى ندارد . بنابراين ، براى برگشت به جميع ، نياز به قرينه مىباشد .
( 3 ) - از اماميّه ، شيخ طوسى در « العدّة 1 / 221 » و از عامّه نيز شافعيّه بنا بر نقل آمدى در « الاحكام 2 / 438 » و « ارشاد الفحول / 150 » و علّامه در « مبادئ الوصول / 136 » قائل به آن مىباشند .