تكرّر فيها الموضوع : ضمير در « فيها » به آيه مباركه برمىگردد .
و من ذهب . . . برجوعه : مانند قبلى است .
فلعلّه كان ناظرا : مانند قبلى است .
لم يذكر فيها الموضوع : ضمير در « فيها » به « الجمل » برمىگردد .
على هذا : مشاراليه « هذا » جمع بين كلمات با قول چهارم مىباشد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
657 - بيان استثنايى كه بعد از جملات متعدّده آمده چگونه بوده ، محلّ نزاع و اقوال در آن چيست ؟ ( و قد ترد عمومات . . . على اربعة اقوال )
ج : مىفرمايد : گاهى عمومات متعدّدهاى در يك كلام وارد مىشود كه به دنبال آنها ، استثنايى در آخر مىآيد . در اينجا شكّ مىشود آيا اين استثناء ، رجوع به آخرى مىكند يا به همهء جملهها برمىگردد ؟ مثلا در آيهء شريفه مىفرمايد :
« وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانِينَ جَلْدَةً وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَةً أَبَداً وَ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ إِلَّا الَّذِينَ تابُوا »
احتمال دارد استثناى در كلام يعنى « الّا الّذين تابوا » فقط به جملهء آخرى برگشته و استثناء از حكم آخرى يعنى حكم به فاسق بودن اين افراد باشد . « 1 » و احتمال دارد استثناء از اين حكم و از حكم به قبول نكردن شهادت و هشتاد تازيانه به آنان زدن باشد « 2 » . علما در اينكه حكم استثناء چگونه است اختلاف كرده و چهار قول
هامش
( 1 ) - اگر به اخير برگردد معنايش آن است ؛ افرادى كه تهمت و نسبت ناروا به زنان عفيفه بدهند و چهار شاهد براى آن نياورند و بعد از عمل خودشان توبه كنند فقط از حكم به فاسق بودن مستثنا شده و احكام ديگر يعنى هشتاد ضربهء تازيانه و قبول نبودن شهادتشان براى هميشه به جاى خود باقى است .
( 2 ) - اگر به همهء جملات برگردد معنايش آن است ؛ پس از توبه ، هيچيك از احكام يادشده جارى