تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
خارج است به مانند اينكه مولى با تصريح او را خارج كند ولى معنايش اين نيست كه موضوع ، مقيّد شده بلكه اين فرد گويا از اوّل داخل نبوده تا با تخصيص خارج شود . خلاصه خروج اين شخص به واسطهء علم بوده و عموم موضوع يعنى بنى اميّه به اطلاق خودش باقى است . 642 - اگر اين فرد يا اين گروه ، فاقد ملاك هستند پس چرا مولى حكم آنان را بيان نكرد ؟ ( و امّا سكوت المولى . . . الموالى العاديّين ) ج : مىفرمايد : سكوت مولى از بيان حكم آنان و تخصيص نزدنشان به دو جهت مىتواند باشد . 1 - اگر مولى از موالى عرفى نباشد مثلا شارع مقدّس بوده باشد ، اين سكوت از باب مصلحت بوده است . « 1 » 2 - اگر مولى از موالى عرفى و از عقلاء و افراد عادى باشد ، اين سكوت مىتواند از باب غفلت و فراموش بوده باشد . 643 - اگر مخصّص لبّى ، مردّد بين كاشفيّت از ملاك حكم يا تقييد موضوع بوده ، حكم مسألهء تمسّك به عامّ در شبههء مصداقيّه چيست ؟ ( نعم ، لو تردّد . . . يكون وجيها ) ج : مىفرمايد : اگر مخصّص لبّى ، مردّد بين كاشف بودن از ملاك حكم و كاشف بودن از تقييد موضوع عامّ بوده ، بايد گفت : تفصيل صاحب كفايه پسنديده و وجيه مىباشد . « 2 »
هامش
( 1 ) - مثل تقيّه كردن . زيرا غفلت از شارع حكيم محال است . ( 2 ) - اگر مخصّص لبّى از احكام عقل ضرورى باشد ، تمسّك به عامّ در شبههء مصداقيّه جايز بوده و اگر از احكام عقل نظرى يا اجماع باشد ، تمسّك به عامّ جايز نمىباشد .