تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
مدخول اين الفاظ وجود دارد . « 1 » 597 - دلالت نكره در سياق نفى يا نهى به واسطهء وضع و يا به نحو ديگرى است ؟ ( 2 - وقوع النكرة . . . لا يحتاج الى مزيد بيان ) ج : مىفرمايد : دلالت نكره در سياقى نفى و نهى بر عموميّت سلب طبيعت از همهء افرادش به واسطهء عقل بوده و نه به دلالت وضعى . زيرا انعدام طبيعت كه مقتضاى نكره در سياق نفى يا نهى بوده وقتى محقّق مىشود كه همهء افراد طبيعت منعدم شود . « 2 » ضمن آنكه دلالت عقلى نكرهء در سياق نفى و نهى بسيار روشن بوده و نياز به توضيح بيشترى ندارد . 598 - دلالت اسم جنس محلّاى به الف و لام بر عموم چگونه بوده و آيا فرقى بين اسم جنس مفرد محلّاى به الف و لام با اسم جنس جمع محلّاى به الف و لام در نحوهء استغراق در عموم وجود دارد ؟ ( 3 - الجمع المحلّى باللّام . . . فردا فردا ) ج : مىفرمايد : شكّى نيست اسم جنس محلّاى به الف و لام چه مفرد باشد و چه جمع ،
هامش
( 1 ) - مثلا معناى عموم « كلّ در « اكرم كلّ عالم » آن است كه همهء افراد عالم با هر خصوصيّتى كه دارند مثلا بيست نفر عالم نحوى ، بيست نفر عالم اصولى و در بين اين‌ها بعضى عرب و بعضى عجم و نيز با خصوصيّات ديگر وجود دارد همهء اين چهل نفر متعلّق حكم يعنى وجوب اكرام مىباشند . يا آيهء شريفه مىفرمايد« خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً »يعنى هر چيزى از هر جنس و نوعى كه بوده متعلّق حكم حليّت مىباشد . ( 2 ) - مثلا وقتى گفته مىشود : « ما رايت رجلا » و خبر از نفى ديدن ماهيّت « رجل » داده مىشود و يا گفته مىشود : « لا تكرم رجلا » نهى از اكرام ماهيّت رجل مىشود ، اين نفى ماهيّت و نهى از ماهيّت را عقل اين‌گونه مىفهمد كه با نفى و نهى همهء افراد محقّق مىشود . بنابراين ، بين انعدام طبيعت كه مقتضاى بودن نكره در سياق نفى و نهى بوده با انعدام جميع افراد طبيعت ملازمه عقلى است .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 245 | حسن سيد اشرفى