تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
برمىگردد . فهو من هذه الجهة : ضمير « هو » به استغراق جمع برگشته و كلمهء « هو » مبتدا و خبرش جملهء « معناه عدم الوقوف الخ » مىباشد . معناه عدم الوقوف الخ : كلمهء « معنا » مبتدا و ضميرش به استغراق جمع برگشته و كلمهء « عدم الوقوف » خبر و اين مبتدا و خبر نيز خبر براى « فهو » مىباشد . فيذهب الى آخر الآحاد : ضمير در « فيذهب » به استغراق جمع برمىگردد . الفرق بينهما هو : ضمير در « بينهما » به جمع و مفرد و ضمير « هو » به فرق برمىگردد . يوجب . . . يوجب : ضمير در « يوجب » اوّلى به عدم استغراق مفرد و در دوّمى به عدم استغراق جمع برمىگردد . و هو ثلاثة : ضمير « هو » به اقلّ جمع برمىگردد .

شرح ( پرسش و پاسخ )

595 - آيا براى عموم ، الفاظى كه اختصاص به عموم داشته وجود دارد ، نحوهء دلالتشان چگونه است ؟ ( لا شكّ انّ للعموم . . . او مفردا ) ج : مىفرمايد : شكّى نيست براى عموم ، الفاظى وجود دارد كه مختصّ به عموم بوده « 1 » و
هامش
( 1 ) - البته اين قول مشهور بوده ولى عدّه‌اى نيز مىگويند اين الفاظ مثل « كلّ » حقيقت در خصوص است به دو دليل : الف : قدر متيقّن از « كلّ » بعض بوده و بعض هميشه در ضمن « كلّ » وجود دارد و بسيار است كه عموم در خاصّ استعمال شده تا آنجا كه گفته شده است : عامّى نيست مگر تخصيص خورده باشد . ب : استعمال لفظ « كلّ » در مفرد مثل آنكه گفته مىشود : « زيد رجل كلّ الرّجل » زيد مرد است ، تمام مرد است . يا « زيد شجاع كلّ الشّجاع » در اينجا لفظ « كلّ » با مدخولش در خصوص « زيد » كه مفرد بوده -
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 243 | حسن سيد اشرفى