دلالت اين الفاظ بر عموم يا به واسطهء وضع واضع يا به واسطهء اطلاق به مقتضاى مقدّمات حكمت مىباشد . اين الفاظ بر دو نوع مىباشند :
الف : الفاظ مفرد : مثل لفظ « كلّ » و آنچه در معناى « كلّ » مىباشد مثل الفاظ « جميع » ، « تمام » ، « اىّ » و « دائما » .
ب : هيئتهاى لفظيّه : مثل نكره در سياق نفى و نهى يا اسم جنس محلّاى به الف و لام اعمّ از اينكه اسم جنس ، مفرد باشد يا جمع .
596 - كداميك از الفاظ عموم ، دلالتشان بر عموم به وضع بوده و معناى عموم در آنها چگونه است ؟ ( 1 - لفظة « كلّ » و . . . اللّاحقة لمدخولها » .
ج : مىفرمايد : لفظ « كلّ » و الفاظى كه در معناى « كلّ » بوده مثل « جميع » ، « تمام » و غيره كه قبلا ذكر شد ، دلالتشان بر عموم مدخولشان به وضع واضع مىباشد ، « 1 » اعمّ از اينكه عموم مدخولشان به نحو عامّ استغراقى يا عامّ مجموعى باشد . معناى عموم نيز عبارت از شمول لفظ نسبت به همهء افراد مدخول اين الفاظ « بوده » با تمام خصوصيّاتى كه براى افراد
هامش
- استعمال شده است .
صاحب كفايه در « كفاية الاصول 1 / 333 » جواب مىدهند : اوّلا : قدر متيقّن موجب خاصّ شدن يك لفظ نمىشود . زيرا حقيقت موضوع له تابع وضع و تبادر است . ثانيا : استعمال لفظ « كل » در خاصّ نيز استعمالى مجازى و از باب مجاز در كلمه يا مجاز در اسناد بوده و نه استعمال حقيقى تا نشانگر حقيقت معناى لفظ باشد .
( 1 ) - به حكم اينكه اين لفظ و هر لفظى كه به معناى اين الفاظ در زبان ديگر بوده مثل « هر » در فارسى تبادر در معناى عموم دارند .