است كه احتياج ندارد ( دلالت به حكم عقل ) به بيان بيشترى .
3 - جمع محلّاى به الف و لام و مفرد محلّاى به آن ( الف و لام ) . شكّى نيست در استفادهء عموم از اين دو ( جمع و مفرد محلّاى به الف و لام ) هنگام عدم عهد ، ولى ظاهر ، آن است كه همانا نيست اين ( استفادهء عموم ) به واسطهء وضع در مفرد محلّاى به الف و لام و همانا استفاده مىشود ( عموم ) به واسطهء اطلاق به مقتضاى حكمت . و فرقى نيست بين اين دو ( مفرد و جمع محلّاى به الف و لام ) از جهت عموم در فراگير بودن همهء افراد ، يكىيكى .
و هرآينه توهّم كرده است بعضى از ايشان ( اصوليّون ) همانا معناى استغراق جمع محلّا و هر جمعى مثل « اكرام كن جميع علماء را » آن ( معناى استغراق جمع ) استغراق به لحاظ مراتب جمع است ، نه به لحاظ افراد ، يكىيكى . پس شامل مىشود ( استغراق جمع ) هر جماعت ، جماعت را ، و مىباشد ( جمع محلّاى به الف و لام ) به منزلهء قول گوينده : « اكرام كن جماعت ، جماعت » . پس مىباشد موضوع حكم ، هر جماعتى جداگانه نه هر مفردى ، پس اكرام شخص واحد ، نمىباشد ( اكرام شخص واحد ) امتثال براى امر .
و اين ( عموم جمع ) نظير عموم تثنيه است ، پس همانا استغراق در آن ( تثنيه ) به ملاحظهء مصاديق تثنيه است ، پس شامل مىشود ( عموم تثنيه ) هر دوتا ، دوتا ، پس وقتى بگويد ( گوينده ) : « اكرام كن هر دو عالم را » ، پس موضوع حكم ، هر دو فرد از علماء است نه هر فردى . و منشأ اين توهم ، آن است كه همانا معناى جمع ، جماعت است چنان كه همانا معناى تثنيه ، دو تا است . پس وقتى داخل شود ادوات عموم برآن ( جمع ) دلالت مىكند ( ادوات عموم ) بر عموم به لحاظ هر جماعت ، جماعت ، چنانچه وقتى داخل شود ( ادات عموم ) بر مفرد ، دلالت مىكند ( ادوات عموم ) بر عموم به لحاظ هر فرد ، فرد و [ وقتى داخل شود « ادوات عموم » ] بر تثنيه ، دلالت مىكند برآن ( عموم ) به لحاظ هر دوتا ، دو تا ، زيرا همانا ادوات عموم ، افاده مىكنند ( ادوات عموم ) عموم مدخول آنها ( ادوات
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 238
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٢٣٨