تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
593 - پس فرق عامّى كه از اطلاق استفاده مىشود با عامّ بدلى چيست ؟ ( نعم ، اذا . . . لا فى العامّ ) ج : مىفرمايد : آرى ، اگر عموم بدلى از اطلاق و به مقتضاى مقدّمات حكمت استفاده شود آن‌وقت اين عامّ داخل در مطلق مىشود و نه عامّ . « 1 » 594 - مصنّف در نهايت چه ملاكى را براى ظهور عامّ به نحو غالبى در عموم بدلى بيان مىكند ؟ ( و على كلّ حال . . . من نوع العموم البدلىّ ) ج : مىفرمايد : عموم حكم كه متعلّق به احوال متعلّق و افراد متعلّق حكم بوده اگر تحت امر وجوبى يا استحباب رود بيشتر از نوع عموم بدلى است . « 2 »
هامش
( 1 ) - مثلا اگر مولى بفرمايد « اعتق رقبة » يعنى لفظ « اىّ » يا « كلّ » و ساير الفاظ عموم را نياورد ، در اينجا به مقتضاى مقدّمات حكمت گفته مىشود : مولى از « رقبه » ارادهء اطلاق كرده و هر فردى از افراد رقبه با هر خصوصيّتى ، متعلّق حكم خواهد بود . اين عموم از اطلاق استفاده مىشود و نه از لفظ « اىّ » يا « كلّ » و داخل در باب اطلاق است . ( 2 ) - يعنى وقتى عموم وجوب يا استحباب حكم نسبت به حالات متعلّق و يا مصاديق متعلّق حكم باشد آن‌وقت عامّ بدلى است . مثلا در « اكرم كلّ عالم » عموم وجوب اكرام نسبت به همهء حالات عالم يعنى اعمّ از ايستاده ، نشسته و يا غمگين و شادمان و غيره عموم بدلى است چنان كه عموم وجوب اكرام نسبت به همهء افراد عالم اعمّ از اينكه عالم دين باشد يا عالم غير دين يا عالم نحوى باشد يا عالم اصولى ، عموم بدلى است . بنابراين ، امتثال با اكرام يك عالم مثلا عالم اصولى و در يك حالت مثلا در حال نشسته محقّق مىشود . ولى اگر تحت نهى رود ، عموم همه به لحاظ افراد و هم به لحاظ حالات ، عموم استغراقى است . مثلا گفته شود : « لا تكرموا فسّاقا من العلماء » يعنى هيچ فردى از عالم فاسق در هيچ حالتى نبايد اكرام شود . يعنى همهء افراد در همهء حالت ، متعلّق نهى بوده و امتثال نيز با ترك جميع افراد در همهء حالات محقّق مىشود .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 234 | حسن سيد اشرفى