تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
دلالت به حكم عقل و دقّت عقلى لازمهء غير بيّن « 1 » يا لزوم بيّن به معناى اعمّ « 2 » براى كلام مىباشد ، اعمّ از اينكه اين مدلول از يك كلام فهميده شود يا از دو كلام . مثلا وقتى آيهء
« وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً »
مىفرمايد « مدّت حمل و شيردهى ، سى ماه بوده » با آيهء
« وَ الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ »
كه مدّت حمل و شيردهى را دو سال يعنى بيست و چهار ماه قرار داده ، كنار هم مىگذاريم با كسر و انكسار زمان ، بدست مىآيد كه كمترين زمان حمل و باردارى ، شش ماه است . « 3 » 579 - مورد ديگر از دلالت اشاره كدام است ؟ ( و من هذا الباب . . اى بدلالة الاشارة ) ج : مىفرمايد : دلالت داشتن وجوب يك شىء بر وجوب مقدّمهء آن . « 4 » يعنى وقتى چيزى ( ذى المقدمه ) واجب شد ، عقل حكم مىكند به وجوب مقدّمهء آن يعنى مقدّمهء ذى المقدّمه و چون وجوب مقدّمه ، وجوب عقلى از باب ملازمه بوده ، اصوليّون وجوب مقدّمه را وجوب تبعى و نه اصلى مىدانند . زيرا وجوب مقدّمه مدلول از لفظ نمىباشد بلكه به دلالت
هامش
( 1 ) - لزوم غير بيّن مثل آنكه بايد براى اثبات آن لازم ، استدلال كرد مثل دو آيهء شريفه‌اى كه مثالش آمده است . ( 2 ) - قبلا توضيح داده شد كه نياز به استدلال ندارد ولى نياز به تصوّر سه‌گانه است مثل وجوب مقدمه كه نياز به تصوّر ذى المقدمه ، مقدّمه و رابطهء بين اين دو بوده كه با تصوّر اين سه ، عقل حكم مىكند به وجوب مقدّمه . ( 3 ) - آيهء شريفه ، مثال براى دلالت اشاره‌اى است كه مدلول از دو كلام فهميده مىشود در حالى كه دلالت يادشده در هيچ‌يك از دو آيه ، مورد قصد نمىباشد . زيرا آيهء شريفهء اوّل فقط در مقام بيان رنج و سختى مادران در باردارى بوده و آيهء دوّم در مقام بيان مدّت شيردهى مىباشد . ( 4 ) - يعنى مواردى كه مدلول در دلالت اشاره از يك كلام فهميده مىشود ، و آن دلالت وجوب ذى المقدّمه بر وجوب مقدّمه مىباشد .