لمن سأله : ضمير فاعلى در « سأله » به « من » و ضمير مفعولى به مفتى برمىگردد .
فانّه يستفاد منه : ضمير در « فانّه » به معناى شأن و ضمير در « منه » به قول مفتى برمىگردد .
قوله « كفّر » : ضمير در « قوله » به مفتى برمىگردد .
فانّه يفيد : ضمير در « فانّه » و « يفيد » به قول مفتى برمىگردد .
قوله . . . لمن قال له . . . فيفهم منه : ضمير در « قوله » و « له » به مفتى و در « قال » به من موصوله و در « منه » به قول مفتى برمىگردد .
يفيد تعيين الخ : ضمير در « يفيد » به اقتران برمىگردد .
هو الماء و انّه : ضمير « هو » و ضمير در « انّه » به « المشروب » برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
574 - نام ديگر دلالت تنبيه و تعريف آنچه بوده و فرقش با دلالت اقتضاء چيست ؟
( 2 - دلالة التّنبيه . . . او صحّته عليها )
ج : مىفرمايد : به دلالت ايماء نيز ناميده مىشود و همچون دلالت اقتضاء بايد دلالت ، مقصود متكلّم باشد عرفا ولى صدق كلام يا صحّت كلام ، متوقّف برآن نمىباشد ، بلكه سياق كلام بهگونهاى است كه قطع پيدا مىشود به اينكه متكلم لازمهء اين كلام را اراده كرده با بعيد است اراده نكرده باشد . بنابراين ، فرقش با دلالت اقتضاء در همين است كه صدق يا صحّت كلام متوقّف برآن نمىباشد در حالى كه در دلالت اقتضاء ، صدق يا صحّت كلام ، متوقّف برآن بود .
575 - مورد اوّل از دلالت تنبيه با مثال چگونه است ؟ ( 1 - ما اذا اراد . . . عن شىء آخر )
ج : مىفرمايد : متكلّم قصد بيان امرى را دارد و براى آگاه كردن برآن امر ، مطلبى را كه لازمهاش آن امر بوده ، ذكر مىكند . مثلا قرارى با شخصى در ساعت ده داشته كه براى