« نحن » كه جمع بوده باشد « 1 » .
571 - جمعبندى مصنّف از دلالت اقتضاء ، شامل چه امورى مىشود ؟ ( و جميع الدّلالات . . . دلالة اقتضاء )
ج : مىفرمايد : همهء دلالتهاى التزاميّهء كلام بر معناى مفرد و همهء مجازات در كلمه يا در اسناد ، به دلالت اقتضاء برگشته و از باب دلالت اقتضاء مىباشند .
572 - جواب مصنّف به اشكال و يا سؤالى كه اگر بگويد : « 2 » دلالت لفظ بر معناى مجازىاش از باب دلالت منطوقى مطابقيّه بوده ، چرا شما آن را از نوع دلالت اقتضاء قرار دادهايد ، چيست ؟ ( فان قال . . . بتوسّط القرينة )
ج : مىفرمايد : اين اشكال صحيح است ولى مقصود ما از اينكه گفتيم دلالت كلام بر معناى مجازى از نوع دلالت اقتضاء مىباشد آن است كه خود قرينهاى كه كلام مقرون به آن بوده ، اقتضاى ارادهء معناى مجازى از لفظ را دارد نه اينكه خود لفظ با كمك قرينه بر
هامش
( 1 ) - يعنى از نظر قواعد ادبى كلمهء « راض » نمىتواند خبر براى « نحن » باشد . زيرا خبر بايد مطابق با مبتدا باشد از حيث تذكير و تأنيث و جمع و مفرد و تثنيه بودن . بنابراين ، كلمهء « راض » خبر براى « انت » بوده و مبتداى « نحن » بدون خبر مىباشد . در اينجا به قرينهء « راض » يعنى از اين مادّه ، خبرى متناسب با « نحن » يعنى « راضون » در تقدير خواهد بود .
( 2 ) - ظاهرا اشاره به ميرزاى قمى در « قوانين الاصول / 168 » بوده كه فرمودهاند : قرينه بر استعمالات مجازى به دو قسم است :
الف : قرينهء عقليّه مثل « و اسأل القرية » .
ب : قرينهء لفظيّه در كلام باشد مثل « رايت اسدا يرمى » .
قسم اوّل از نوع دلالت اقتضايى بوده ولى قسم دوّم از باب دلالت منطوقى و مطابقى كلام مىباشد .
يعنى منطوق و معناى مطابقى كلام عبارت از « رجل شجاع » مىباشد .